دل مشغولی ها

پول کثیف

صحبت از فرهنگ سازی بود و درونی کردن فرهنگ و ارزش ها و اینکه جوان ها و نوجوانهای ایرانی خواهان هدایت ایشانند، صحبت شد از سفر به دبی و تاسیس شعب فرهنگ ساز در ممالک عربی و حتی افریقایی، صحبت شد از بودجه ها ی حامی فرهنگ سازی ایشان ، از آقایان معاونین و مشاورین طبقه ی حاکم، گفتند از بنام کردن برنامه ها به اسم شهدا....

ما کلاس می گذاریم، کانون فرهنگی داریم، کلاس قرآن، روخوانی تا روان خوانی، کلاس ها ی هنری هم، خوش نویسی یا نقاشی، کلاس ها ی ورزشی هم داریم. اردو هم می بریم شمال...ما تیم داریم، تشکیلات جوان پر از ایده ها ی بکر، می خواهیم تولید علم کنیم... جنبش نرم افزاری... نرم افزار جدیدمان را دیده اید؟

ما پول داریم، پدرمان پول دارد ... بودجه داریم... لب تاپ وارد می کنیم از دبی، شرکت ثبت    کرده ایم، شرکت فرهنگ ساز ی، سفر می کنیم دبی که فرهنگ سازی کنیم... از اینجا هم غافل نیستیم، جشنواره وبلاگ برقرار می کنیم... شما هم شرکت کنید، به نفعتان تمام میشود.

ما پول داریم، پول کثیف...flushing_money_2.gif

/ 7 نظر / 24 بازدید
حسام الدين مقدس زاده

سلام آقای سرافراز راستی شما داداشی با نام مرتضی ندارين؟! خوشوقتم از آشناييتون...هم رشته ای با معرفت...!

ارتباطات نوين

با سلام و صد سلام . باتشکر از حضور گرم و صميمانه شما در کلبه محقر ارتباطات نوين . ان شاءالله بازهم مزاحم مي شويم . سربلند و سرافراز و پيروز باشيد .

شهاب

سلام. متشکرم از لطفتان و خوشحالم از آشنايي با وبلاگتان. کنفرانس خیلی مهم نیست انشاء الله برای ادامه تحصیل تشریف بیاورید این طرفها. موفق باشید.

یک نجار مسن به کارفرمایش گفت که می خواهد بازنشسته شود تا خانه ای برای خود بسازد و در کنار همسر و نوه هایش دوران پیری را با خوشی سپری کند. کارفرما از اینکه کارگر خویش را از دست می داد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود. نجار قبول کرد ولی دیگر دل به کار نمی بست، چون می دانست که کارش دیگر آینده ای نخواهد داشت. از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کرد و کارش را از سر سیری انجام داد. وقتی کارفرما برای دیدن خانه آمد، کلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه هدیه من به شما است. بابت زحماتی که در طول این سالها برایم کشیده اید. نجار وارفت! او در تمام این مدت در حال ساختن خانه ای برای خودش بود و حالا مجبور بود در خانه ای زندگی کند که اصلا خوب ساخته نشده بود. با تبادل لينک چطوريد ؟

مدرسی

سلاماميدوار هستم!عنوانش رو نوشته بودم بعدش بيام آپش کنم يهوشما اومديد!خوب تازه راهش انداختم ديگه!بازم بياييد. نااميدنشيد.بلاخره يه مطلب بدردبخور مينويسم!درضمن وبلاگتون بسيارخوبه.

خيرخواه

سلام لطفا با پرکردن این پرسشنامه ما را در انجام این تحقیق کمک کنید http://www.mrjavadi.com/question_m/index.asp