روزمره

 در باره ی دعوی مهدی یوسفی در نسبت با دکتر حسام الدین آشنا

 

 

حکایت کوچک   نوشته ی فرانتس کافکا[1]

موش گفت:" افسوس دنیا روز به روز کوچکتر می شود. اول آن قدر بزرگ بود که مرا  می ترساند، مدام به این طرف و آن طرف می دویدم، و سرانجام وقتی در دوردست دیوارهائی را در راست و چپ خود دیدم خوشحال شدم، اما این دیوارهای دراز آن قدر سریع دارند به هم نزدیک می شوند که هنوز هیچ نشده در منزل آخرم، و حال آن گوشه تله ای قرار دارد که دارم به سویش می روم". گربه گفت: "فقط باید جهتت را عوض کنی"، و او را خورد.[2]

 

بعد التحریر: حکایت کوچک هم متن (text)و هم زمینه ی متن(context) را نشاندار   می کند. دعوی مهدی یوسفی در قلم به دست گرفتن اش و نوشتن افکار پاره پاره اش( رجوع کنید به همه ی کامنت های او در وبلاگ دکتر حسام الدین آشنا بویژه ذیل مطلب گل زاده و خار خسته ) دعوی نقل کردن- نشان دادن است اما او تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که کمابیش توهم محاکات را پدید آورد: بازنمود شخصیتی در حال کنش.


[1] کافکا برای این داستانک نامی ننهاد و نام حکایت کوچک را ماکس برود پیشنهاد کرده است، از او متشکرم.

[2] تمثیل کافکا رمزی است در باب اطمینان ناپذیری / تصمیم ناپذیری  همه ی تمثیل ها، به گفته ی نیچه در دانش طربناک" فرد هنگام دست بردن به قلم هم می خواهد درک شود و هم دوست دارد درک نشود".

/ 9 نظر / 19 بازدید
خواب های یک آدم بیدار

این داستان رو ازکافکا نخونده بودم .ممنونم که حالا خوندم . در ضمن نمیدونم چرا قیافه ات آشناست !! هر چی فکر میکنم نمیدونم کجا دیده مت . وبلاگ خوبی داری .

مهدي يوسفي

سلام بر حسين خان عزيز فکر مي کنم آخرين جملاتت بهترين توضيح اين نوشتار تو باشد. من اين گونه مي خوانم: ادعاي حسين سرفراز در قلم به دست گرفتنش و نوشتن افکار پاره پاره اش (در نسبت دادن کلمه دعوي به کامنت گذاشتن يوسفي و اين تفسير) ادعاي نقل کردن- نشان دادن است اما او تنها کاري که مي تواند انجام دهد اين است که کمابيش توهم محاکات را پديد آورد: بازنمود شخصيتي در حال کنش. يکبار ديگر بايد هرمنوتيک را مرور کنم. لابد نظريه پردازي پست پست پست مدرن زاييده شده است. بايد همه هرمنوتيک هايم را عوض کنم. آن گونه که آشنا مي گويد برخي سياست را بر فرهنگ مقدم مي دارند و برخي فرهنگ را بر سياست. اما به نظرم اگر کسي در تحليل و تفسير خود سياست را نبيند احتمالاً به بيراه رفته است در هر حال چسبيد. ممنونم از تحليل فرهنگي/ هرمنوتيکي/ روايتي تو از اين پديده که نامش را دعوا نهاده اي. آن چه که بيش از همه برايم جالب است اين است که کامنت اينجانب در وبلاگ دکتر آشنا حتي خود اصل ماجرا و نوشته را تحت الشعاع قرار مي دهد.

صادق

دعوی با دعوا خیلی خیلی فرق می کند... دقت کن اقای یوسفی

بی نام

کل دعوا اين است: بگذاريد من ديگران را تحت الشعاع قرار دارم، اين دعوي کسي است که در سال 83 به عنوان يک حاشيه نشين (رجوع کنيد به زيمل) اميد داشت که ديگران در سال هاي بعد بسيار زياد از او بشنوند اما اکنون ديگر تاب حاشيه نشيني را ندارد و به قول پارتو حتي بدون بکار بردن يک تجريد عيني ته نشست‌هاي وجودي اش از پس مشتقات انسان سازي شده اش بيرون افتاده‌اند.

يه منصف

پاچه خواري نکني چه کني؟

تهافت التهافت

ابژه اي کو سوژه پنداري کند! روز/خارجي/ساعت10صبح/بازار ميوه شهر فريادي به اعتراض بلند است.هجو مي گويد او. درشتي مي کند.جمهور خلايق در عجبند از اين گستاخي. اين کمينه کيست که در برابر پهلوان برخاسته؟ توهم محاکات دارد آيا؟ علي آباد را شهر پنداشته ؟حقيري کم مايه(بخوانيد بي مايه) است بي کم و کاست. ميشناسندش. کوس اناالحق برگرفته و ترک تازي مي کند."مگر خوردي فراموش کردي که درشتي مي کني؟" روز/خارجي/ساعت 10 صبح/بازار ميوه شهر پهلوان. آرام و متين. ابروان در هم رفته نه از بهر خويش که از حقارت غير. زبان در کام گرفته بي هيچ جوابي. نظاره مي کند. جمهور خلايق نجوا مي کنند.پهلوان را چه شده؟ ناتوان است در جوابش آيا؟ اگر در بزرگي به غايت رسي/زحکمت به بام جهان در رسي حقير بي مايه(نخوانيد کم مايه) طريق خويش برگرفت و برفت. باد انداخته در گلو تا بي مايگي اش را نبيند. جمهور خلايق به گرد پهلوان جمع گشتند. که گران آمدشان اين حلم او. از چه رو در پي جوابش نبودي؟ پهلوان را سخت تعجب در گرفت مر اين سوال دوستان را. و او پاسخ داد: بزرگ مي شد! با پختگان گويم سخن/سوزش نباشد خام را

مهاجر

goftemandot.blogfa.com منتظر نظر شماییم

یک ناظر بیرونی

نوشته های دکتر و شاگرد سابقش را خواندم اولاً که دکتر به وی جواب داده بود بنابراین حرف شما صحیح نیست بنابراین به نظر من این دانشجوی نوجوان خوب توانسته بساط پهلوا پنبه و نوچه هایش را جمع کند هم خود پهلوان پنبه و هم شما نوچه هایش به هم ریخته اید این همه مجیز استاد حود نگویید شاگرد خوب اونی است که اشتباهات استادش را بگوید

حسین عزیز لطفا با من تماس بگیر سبحان