GIF_image_32x32_pixels.gif

روزمره/۱/

  نشانه ها را می خوریم!!                      حسین سرفراز 

آنزمان که تقسیم انسان و آدم را از لوی استروس/ مردم شناس فرانسوی/ خواندم و آدم را محصول طبیعت و انسان را محصول فرهنگ یافتم و غذا را به نوعی پیوند میان انسان و آدم/ طبیعت و فرهنگ / نگریستم ، آغاز راهی بود در انتخاب غذا به عنوان نظامی نشانه شناختی/ نمادین. نظامی دلالت گر که تنها دال بر احساس شکم من نیست بل ربط افزونتری با سرمایه فرهنگی، سوبژکتیویته، جنسیت، طبقه ی اجتماعی، و بنا به واژگان خودم، به اتیک و پراتیک زندگی مان  دارد. کلود لوی استروس، آشپزی را به عنوان استعاره/ متافور/ میداند : ایماژهای خام در تنور/ مطبخ فرهنگ پخته می شوند و بدین ترتیب است که می توان غذا را جزیی از نظام نمادین دانست. غذا هم کارکرد نوعی استراتژی تجاری دارد/ مانند غذایی که  تاجران سر کار خود میل می کنند/، هم نوعی رخداد اجتماعی است/ مانند میهمانی، به یاد فیلم میهمان مامان!!/، نوعی هدیه/ نذر که ما در دین خویش داریم/ یا مثلا حتی ابزاری باشد برای پیش بینی آینده/ مانند قهوه/...

غذا، جزیی مهم از فرهنگ مصرفی ماست. در نظام نمادین غذا، مزه یا طعم  استعاره گونه ای ست که نقشی مهم در ساخت " سرمایه فرهنگی"، آنچه که پیر بوردیو می نامد، دارد. آداب غذا خوردن، یا مثلا پشت میز غذا نشستن، بویژه در اتیک ما، آداب سفره، متد خشکاندن آلوها و زردالوها و ساخت برگه ها و قیسی ها، آگاهی از این امر مهم که ماست را نمی توان با ماهی خورد یا خربزه را با عسل و یا در فرهنگ غربی، کدام شراب را با کدام غذا میتوان نوشید و... به نظر تاثیر نهادن/ کلاس گذاشتن/ با وعده ای غذا ی گران بها، سهل الوصول تر از نمایش البسه ی گران، اتومبیل یا ویلا ست. امروز، صنایع غذایی سرمایه دار دنیا، هزینه های سنگینی در تغییر ایماژهای ما از غذا خرج میکنند: نمونه اش ، بیف. گوشت گاو، که انواع فراورده ی غذایی دارد، از واژه ای که بر حیوان مرده ی بیچاره دلالت دارد به واژه ی رمانتیک بدل میشود: بیف استیک. در فرهنگ غربی هم آشکار است که واژگان ضمخت آنگلو- ساکسون که برای کشتار گاو و دیگران بکار رفته( knackers, slaughterers, shambles) تا حالا توسط واژگان رمانتیکی چون(butcher,abattoir) کنار زده شد.

سوبژکتیویته، این خود ماست که هست و به قول کرکه گور، عین حقیقت است./Subjectivity is Truth/. در این نظام نمادین، ما آنی هستیم که می خوریم. یعنی غذا هویت بخش است و هویت ما را غذایی که میخوریم، بیان میکند. مثلا در فرهنگ ما عموما رشتی ها را کله ماهی خور نامند. یا اینکه پدربزرگ من گاه که از شهر قم رد میشود یا نامش میشنود، بی اختیار فریاد میزند: سوهون/ همان سوهان/. در فرهنگ غربی هم ترم های مشابهی هست، مثلا فرانسوی ها و انگلیسی ها یکدیگر را،’Rosbiff’  و ‘Frog’   میخوانند. اتیک غذا خوردن، یعنی چه خوردن و تاثیر آن بر وجود ما ، در دین اسلام جایگاه مهم دارد. اینجاست که می توانم پنجره ای از مباحث طب خوراکی اسلامی بگشایم... تداوم هستی در گرو شناخت غذای مناسب و سالم بدن است. در سنت پیوریتن های آنگلو-امریکن، بحث در باب غذا با مسئله همیشه ی انسان، مرگ و حیات پیوند محکم دارد.آنان خوردن روغن زیتون و سبزیجات ارگانیک رشد یافته را از عناصر مهم نظام خوراکی سالم، محسوب میکنند.

جنسیت همیشه با غذا و بویژه پخت و پز/ کنش غذاساز/ مدلول همراه بوده. در خانه داری سنتی، آشپزخانه تنها مکانی بوده که زن صاحب اختیار و قدرت مطلق آن محسوب میشده. و این کنترل در انتخاب و آماده ساختن مواد اولیه و در نهایت پخت غذا، معانی فرهنگی متفاوتی هم برای زنان و هم مردان دارد. اگر چه مدرنیزاسیون به سرعت خیلی چیزها را تغییر داده اما همچنان می توان زنان را حاکمان پخت و پز روزانه در  فریم ها و کارهایی که بابتش مزد دریافت میکنند و یا حتی نه، دید.  مردان عموما در موقعیت هایی کار می کنند که بابتش خوب پرداخت شود مثل سرآشپز. شاید سود جو تر از زنان باشند. زن عموما در کنش پخت و پز ، منبعی از لذت درونی می یابد که شاید برای مرد کمتر یافت و تداعی شود. اینرا از وسواسی پخت غذا ی زنان، چیدمان سفره ی غذا یا میز، بازگشت ظروف غذا به آشپزخانه و شست وشوی ایشان، که فرایندگونه است میتوان دید. حتی املت را نصرت خانم با روش خاص خود درست میکند/ ترش و شیرین!/. گاه میان غذا و عمل جنسی نیز روابطی است. عده ای کتاب های دستور آشپزی را که عموما از پرفروش هایند،به " پورنوگرافی برای زنان" توصیف کرده اند( گرفتید چی شد؟)...

ادامه دارد...

 food_title.jpg

/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

سلام خوشحالم که هنوز از تنورت بوی نون مياد

سبحان

مقدمه خوبی است اما اگر ساختارش کمی تقويت شود و با موضوع دقيق تری همچون نشانه شناسی غذاهای دزفول گره بخورد نتيجه بسيار بهتری بدست خواهد آمد ببخشيد فضولی کردما.....

انسان

هوالحق سلام جالب بود راستی با توجه به رسژشته ای که داريد سفرهای خارج از کشور برای تحقيق رفتيد ؟ اپ کردم . در پناه حق

چکاچک

یه حس متناقضی بود. از یه طرف می‌‌خواستم زشت باشه، از طرف دیگه دوست داشتم خیلی خوشکل باشه... من بالاخره آپ‌ديت شدم... منتظر نظراتت هستم.

مارال

ممنون جالب بود

نهال حیرت

سلام. یک سوال ازتون دارم برای اینکه نشانه شناسی رو بصورت کاربردی یاد بگیرم چه پیشنهادی دارید؟ ممنون