فرهنگ و ارتباطات

درس گفتار
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٥
 

دیالوگ­های میان دین و فیلم: رویکرد نظریه فرهنگی و مطالعات فرهنگی

تا به امروز، اکثر ادبیات دانشگاهی در زمینه مطالعه دیالوگ­های بین دین و فیلم توسط نویسندگانی نوشته شده که در حوزه الاهیات، مطالعات کتب مقدس و مطالعات دینی کار می­کنند. تحت تأثیر فضای سکولار حاکم بر دانشگاه در دهه­های 1960 و 1970، فرض بر این بود که دین بعنوان نیروی اجتماعی رو به افول، ارزش توجه یا پرداختن جدی ندارد و از اینرو رشته­های مطالعات فیلم و مطالعات فرهنگی نوعاً علاقه و تمایل اندکی به بحث دین نشان می­دادند. در عمل، این امر متضمن این معناست که مطالعه دیالوگ­ها یا ارتباطات میان دین و فیلم، اغلب تحت تأثیر انواع و اقسام پرسش­ها و روش­هایی است که مطالعه و تحقیق محققان دین، کتب مقدس و الاهی­دانان مفید و جالب توجه یافته­اند. یکی از نقاط قوت این نوع ادبیات، معمولاً سواد گسترده­تر و عمیق­تر دینی نویسندگان در این حوزه نسبت به همکاران دانشگاهی خویش در حوزه مطالعات فرهنگی یا فیلم است که بر این مبنا قادرند تا با بینش و اقتدار بیشتری پیرامون سنت­ها، اجتماع­ها و کردارهای دینی نظر دهند. به همان ترتیب، یکی از نقاط ضعف آن این­ست که ادبیات محققان علوم دینی همزمان با پیشرفت خویش، جز در مواردی اندک و به شیوه­ای کم­عمق با مسائل، نظریه­ها و روش­های موجود در دیگر رویکردهای مطالعه فیلم برخورد نداشته است.

یکی از آثار برخاسته از سنت دانشگاهی مطالعه ارتباطات بین دین و فیلم، مجموعه­ای از علایق و مسائل است که بر این ادبیات تأثیر می­گذارند. فیلم با در نظر گرفتن برخی استثناءها، نوعاً در این سنت به مثابه متن­های الاهیاتی یا دینی نگریسته شده حتی آن­جا که ارجاع علنی به سنت­ها، قصه­ها یا شخصیت­های دینی درون فیلم نیست. یکی از دلایل این رویکرد این­ست که فیلم­ها را می­توان بعنوان مصادیق اسطوره­های امروزین در نظر گرفت، درام­هایی که دغدغه­های دینی، اخلاقی و وجودی یک جامعه معین را به نمایش می­گذارند یا آگاهانه و یا ناخودآگاه سمبل­ها یا ایده­های مذهبی همچون قهرمان منجی را دوباره به کار می­گیرند.

بر مبنای چنین دیدگاهی که از مطالعات دینی برخاسته، می­توان با فیلم­ها بعنوان نمونه­ متونی برخورد کرد که حامل سمبولیسم مذهبی و دلالت دینی هستند. یکی دیگر از دلایل نهفته در رویکرد الاهیاتی این است که فیلم­ها را می­توان درست مثل یک قسم از اقسام متون (روایی) الاهیاتی در نظر گرفت که با مسائل دینی و وجودی سروکار دارد (مسائلی از قبیل رستگاری چیست؟ چطور به ماهیت خیر و شر پی ببریم؟ زیستن سعادت­مندانه و مردن به مرگی با سعادت به چه معناست؟). به همین ترتیب فیلم­ها را  می­توان همچون سایر انواع متون محل تأمل و نقد الاهیاتی با نشان­دار کردن پرسش­هایی درنظر گرفت که ماهیت و معنای حیات را کندوکاو می­کنند.

هر چند که این علایق و انگیزه­های دینی، جایگاه معتبری در میان دانشگاهی­ها دارد، خطراتی هم بدنبال دارد. نهایت امر این است که مطالعه فیلم­ها به مثابه متون دینی یا الاهیاتی می­تواند به بینشی تقلیل­گرا نسبت به فیلم تبدیل شود، به نحوی که فیلم صرفاً ابزار انتقال ایده­های مذهبی یا وسیله سروکار داشتن با موضوعات الاهیاتی نگریسته می­شود و در نتیجه، توجه به خصوصیات متمایز فیلم به مثابه یک رسانه یا یک نهاد فرهنگی مورد غفلت قرار می­گیرد. برای نمونه اتفاقاً شاهد یک محقق در یک کنفرانس بودم که در یک پنل تخصصی از فیلمی بحث می­کرد که عملاً آن را ندیده بود، اما صرفاً بدلیل اینکه رمانی را خوانده بود که فیلم بر مبنای آن ساخته شده بود، به خود اجازه می­داد تا نظرات اش را راجع به فیلم بیان کند. این چنین بی­تفاوتی نسبت به مسائل و مقولاتی که مختص رسانه فیلم است، خود محل پرسش است. همان­طور که ملانی رایت، مدافع جدی رویکردهای مطالعات فرهنگی به مطالعه دیالوگ­های بین دین و فیلم بیان کرده است، اگر علاقه و تمایل آن­چنانی به ایده­های الاهیاتی بر تمایل به خود رسانه فیلم غلبه کند، آیا نمی­توان گفت که آن فیلم دیگر واقعاً مورد مطالعه قرار نمی­گیرد؟

البته اخیراً برخی از محققین الاهیات و دین، خواهان استفاده و بسط تفسیرهایی از فیلم هستند که عمدتاً متأثر از نظریه­ها و مباحث موجود در مطالعات فیلم یا دیگر رویکردهای به تحلیل متن و روایت است. اما همین کار هم هنوز به شدت تحت تأثیر تمایل به در نظر گرفتن فیلم­ها بعنوان متون الاهیاتی یا دینی است. تأکید بر فیلم به مثابه متن در کار محققین کتب مقدس هویداست، کسانی که به بازنمود فرهنگی شخصیت­ها و روایت های کتب مقدس از طریق مطالعه فیلم­ها، یا به ظرفیت­های فیلم بعنوان مرجعی هرمنوتیکی برای تفسیر متون مقدس علاقمندند. در این بخش، قصد دارم تا راجع به طرح رویکردها و منابع مهم برخاسته از نظریه فرهنگی و مطالعات فرهنگی بحث کنم که به وسعت بخشیدن به قلمرو دین و فیلم در یافتن شیوه­های نو در کنار دست­یابی به تحلیل دقیق­تری از فیلم درون بافت فرایندهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کمک می­کند. در راستای این بحث، ابتدا به طور خلاصه مروری بر نظریه فرهنگی و مطالعات فرهنگی خواهم داشت و بعد چارچوبی برای مطالعه ارتباط یا دیالوگ میان دین و فیلم بر حسب "مدار یا چرخه فرهنگ" ارائه خواهم کرد. در پایان باردیگر به این بحث بازخواهم گشت که رویکردهای نظریه فرهنگی و مطالعات فرهنگی به فیلم از مطالعه دین چه می­توانند بیاموزند. اگر مطالعه پیرامون دیالوگ­ها یا ارتباطات میان دین و فیلم، واقعاً یک نوع کوشش میان­رشته­ای است، پس نیازی به رهاکردن پیشینه­های رشته­ای خودمان نیست، بلکه در عوض سئوالات و روش­های هر رشته می­تواند منجر به غنی­تر، بغرنج­­تر و دقیق­تر شدن این حوزه مشترک شود.  

 


 
comment نظرات ()