فرهنگ و ارتباطات

درس گفتار
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
 

مذهب: دو برداشت

برداشت اول-  ...این باور که می توان با خواندن شکسپیر انسانیت را نجات داد همواره مضحک         می نماید. چنین فرهنگی/ فرهنگ والا برای آنکه به راستی بدل به نیروی واقعی مردمی شود، یعنی با زندگی روزمره مردم گره بخورد، بایستی طریقی مذهبی پیشه کند. این را متیو آرنولد خوب می دانسته که فرهنگ را همچون بدیلی برای مسیحیت که نتوانسته بود کارکردهای ایدئولوژیک خویش را جامه عمل بپوشاند، پیش

نهاد. همیشه غرب بدنبال معنا و مفهومی از فرهنگ بوده که وفاداری مردمان را تا سر حد

مرگ به دست آورد- همان معنایی که از دیرباز با نام مذهب همراه بوده است. اما هیچ شکل از فرهنگ نتوانسته تا بدین پایه در برقراری پیوند میان ارزش های والا و کردارهای عامه پسند و روزمره، پیوند معنویت نخبگان و ازخودگذشتگی توده ها کارآ باشد. موفقیت مذهب نه از آن روست که آن-جهانی است بل به این دلیل است که نمودهای آن جهان را به قالب زندگی روزمره می آورد(نگاه کنید به تری ایگلتون در ایده فرهنگ، 1386).


برداشت دوم- ...امروزه علم عملاً با مذهب رقابت دارد، زیرا دو نیاز ایدئولوژیک را برآورده می سازد که از دیرباز مذهب عهده دار تأمینش بود: نیاز به امید و نیاز به سانسور. علم به تنهایی قدرت آن را دارد که انکار کنندگان خویش را خاموش کند. امروزه علم یگانه نهادی است که می تواند مدعی اقتدار و مرجعیت باشد. در این سطح کارویژه علم در درجه اول تأمین قطعیت و یقین یعنی ایفای نقش به عنوان نقطه مرجعی است که انسان می تواند بدان تکیه کند، و در درجه دوم امید بخشی است. نوآوری های تکنولوژیک به ما کمک می کنند تا با بیماری بجنگیم، زندگی را طولانی تر کنیم و الخ. از این جهت علم ناب ترین شکل "گفتمان دانشگاهی" لکان است: معرفت یا دانایی که درستی آن یک ابر- دال یعنی قدرت است. علم و مذهب جای خود را با هم عوض کرده اند: امروزه علم همان امنیتی را در اختیار انسان می گذارد که زمانی مذهب برای او تضمین می کرد. در نوعی وارونگی شگفت آور، امروزه مذهب یکی از کانون های ممکنی است که انسان می تواند از آنجا درباره جامعه امروزی تردیدهای انتقادی روا دارد. مذهب به یکی از عرصه های مقاومت تبدیل شده است(نگاه کنید به اسلاوی ژیژک در خشونت، 1389).


 
comment نظرات ()