فرهنگ و ارتباطات

روزمره
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱
 

به بهانه ی اعلام ثبت نام برای آزمون دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق ع

 

1-      برای جامعه ای که علم و ارزش ها ، نگرش ها و رفتار علمی  که فرهنگ علمی آن جامعه را برمی سازند به فرایند اخذ مدرک تقلیل می یابد و همه ی امکانات مادی و معنوی خانواده ها و نهادهای آموزشی که دو نهاد مهم تربیت "انسان" محسوب می شوند و جامعه پذیر کردن اش، در راه اخذ مدرک که خوب با منطق اقتصادی عرضه و تقاضا جور است، هزینه می شود تا با مصرف مدرک خویش،  خودش را انسان تشخیص دهد و از حیوان تمایز یابد، آزمون دکتری هم در کنار آزمون های پیشین اخذ مدرک-  کارشناسی ارشد و کارشناسی و... به مثابه ماشین انسان شناختی عمل می کند، شبیه به آن نوع که جورجو آگامبن در کتاب معروف خویش با نام هوموساکر(1995) از آن یاد کرده است.

 

2-      ماشین انسان شناختی برای تولید انسان از طریق تضاد انسان/حیوان، یا انسانی/غیرانسانی، بایستی از طریق فرایند طرد یا کنارگذاشتن( که همراه با یک جور تسخیر هم هست) یا از طریق فرایند جذب و دربرگرفتن( که همیشه در عین حال یک طرد و کنارگذاشتن هم هست) عمل  کرده و به همین دلیل همواره انسان از پیش، فرض گرفته می شود. ماشین همیشه یک وضعیت استثنا تولید می کند: یک منطقه ی تعیین ناشده که در آن خارج چیزی نیست مگر کنارگذاری یک بخش داخلی و داخل به نحو معکوسی طرد بخش خارجی است.

 

3-      آزمون دکتری فرهنگ و ارتباطات به مثابه ماشین انسان شناختی نیز با بهره گیری از تمایزهای عمدتا نمادین به سمت از پیش فرض گرفتن دانشجوی دکتری رفته است. از سوئی به مانند همان ماشین توانائی تأسیس منطقه ای بی تفاوت در مرکز خویش دارد- دو دوره ی دکتری فرهنگ و ارتباطات پیشین- در این ناحیه است که درست مثل حلقه ی مفقوده ای که همواره به شکل مجازی حاضر است بایستی مفصل بندی بین دانشجوی دکتری و اهداف دوره ی دکتری ،دانشکده و دانشگاه رخ دهد(؟). اما این ماشین و این دستگاه کارش این است که جلوی دید ما را بگیرد تا نبینیم که تضاد وجود دارد.

 

 

4-      ماشین آزمون گویا درباب شرکت کنندگان این دوره نیز فعال است: ما باید قبول کنیم که "انسان" تا اکنون دو مقاله ی علمی/پژوهشی منتشر کرده،" انسان" که در متن شش سال فرهنگ و ارتباطات حالا با منابع مهم رشته ی خویش آشنا شده و نخوانده ها و نشنیده های انبوهش را زیر بار نمادین شاگرد اولی، یا یک استاد متواضع و... پنهان می سازد، این "انسان"  که حالا حق و قانون است، همیشه حق و قانون بوده است. باری انگاری وجود قانون وابسته ی تجاوز به قانون است. حکمران استثنائی است که استثناها را تعیین می کند اما این موضوع همواره در این زمان از چشم ما دور نگاه داشته شده و ما نباید ببینیم که قانون گذار بزرگترین قانون شکن است.


 
comment نظرات ()