فرهنگ و ارتباطات

درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
 

نشانه شناسی غذا به مثابه دارو در روایات اسلامی/ بخش سوم

 

پیامبر خدا ص می فرماید: عض البطیخ ولاتقطعها قطعا؛ فانها فاکهة مبارکة مطهره الفم، مقدسه القلب، تبیض الاسنان، و ترضی الرحمن، ریحها من العنبر، و ماؤها من الکوثر و لحمها من الفردوس، و لذتها من الجنه و أکلها من العباده.  

خربزه را دندان بزن و آنرا قطعه قطعه مخور؛ چرا که میوه ای است خجسته، خوش، مایه ی پاکی دهان و تقدس بخش دل، دندان ها را سفید می کند. خدای را خرسند می سازد. بویش از عنبر و آبش از کوثر است. گوشت آن از پردیس، لذت آن از بهشت و خوردن آن، عبادت است.  

در این روایت، آداب خوردن خربزه، و لاهوتی بودن آن، مقدس بودنش و ماهیت فرامادی اش که از جنس عبادت است، بوضوح اشاره شده است.دلالت ضمنی این حدیث را در رویکرد کلی دین اسلام به زندگی دوبعدی و نه تنها ناظر به این دنیای مادی دانست.انسان موجودی دو بعدیست: ماده و روح، و در مقیاسی وسیع می توان جهانی را دید که در ظاهر مادیست و اما در باطن روح و روان دارد و به عالمی جاودانه مرتبط است.در همه ی زندگی این دنیا، در همه ی امور از جمله معمول ترین و عامه پسندترین آن، غذا خوردن، که در عین حال حیاتی ترین بخش زندگانی ماست، نباید خدا را فراموش کرد.هر کاری را باید برای رضای خدا انجام داد و این همان عبادت است و در قرآن کریم آمده است: ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون.پس بنوعی غذا خوردن که امری عامه و روزانه است با هدف حیات آدمی پیوندی مستقیم می خورد که خود دال پیوند زندگی روزمره ی انسان با هدف مقدس حیات است.

 

زندگی روزمره ی ما سرشار از تکاثر است...الهاکم التکاثر...نشانه های مادی، ابژه ها، کالاها، زن و فرزند و ... همه از مصادیق تکاثراند.در نتیجه گرفتاری و دنیوی شدن/ عرفی شدن/ در زندگی روزمره ی ما بسیار سهل و آسان روی می دهد.توجه این روایت و روایاتی از ایندست بهمین مسئله است تا ما در دام روزمرگی مادی وار/ و بقول مارکس، از خود بیگانگی ناشی از مصرف( و نه تنها مصرف) / نیفتیم.تداوم کنش غذا خوردن با معنای عبادت/ ذکر، تذکر و یادآوری خداوند/، به مداومت عبادت و این ایده که خدا را باید در همه حال و همه جا در نظر داشت اشاره دارد.و این درست مقابل ایدئولوژی است.

 

یکی از سه کاربرد ایدئولوژی از منظر ریموند ویلیامز(1977) اینست: نظامی از اعتقادات وهمی- عقاید کاذب یا شعور کاذب- که همراه دانش حقیقی یا عملی استوار می شود.این تعبیر از ایدئولوژی همان برداشت مارکس و مارکسیست هاست.ایدئولوژی بورژوازی، پرولتاریا را در حالت آگاهی کاذب نگاه می دارد.ابزاری که طبقه ی حاکم/ سرمایه داری/ بدان توسل می جوید تا اندیشه و در نهایت حکومت/ سلطه ی خویش را بر دیگران تداوم بخشد.مصرف نیز از جمله موارد ایدئولوژیک است که نظام سرمایه داری بدان تمسک می جوید.ایدئولوژی مصرف، این را القا می کند که معنای زندگی را در آنچه مصرف می کنیم باید جست؛ و زندگی چیزی جز مصرف نیست.بنابراین مصرف غذا صرفا به کنشی در جهت تقویت ایدئولوژی مصرف/ ایدئولوژی سرمایه داری و درنهایت منجر به از خود بیگانگی فرد از خود/ معنا/ خواهد شد.ارزش های معانی ضمنی و اسطوره های مشترک فرهنگ سرمایه داری در مرکز فرایند دلالت ایدئولوژیکی غذا موجود است و تنها راه عادی شدن آنها می تواند، استفاده ی مکرر در ارتباطات مستمر باشد. در واقع و بطور کلی هربار که از نشانه ای استفاده می شود، معانی رتبه ی دوم/ از منظر بارت که می توان معانی ضمنی نشانه ها هم خواند/ هم در فرهنگ و هم در استفاده کننده/ مصرف کننده تقویت می شود.در اینجا با هربار غذا خوردن، ایدئولوژی مصرف تقویت می شود.همین نشانه آنزمان که اسطوره ها و ارزش ها را عمومی می کند، قادرشان می سازد تا کارکرد تعیین هویت فرهنگی خویش را انجام دهند، یعنی اعضای فرهنگ را توانا می سازد که عضویت خود را در آن فرهنگ از راه پذیرش اسطوره ها و ارزش های مشترک تعیین کنند.مثلا خوردن مداوم غذا های امریکایی منجر به ایجاد هویتی امریکایی می شود.نمونه اش خوردن مک دانلد و نوشیدن کوکاست.

لکن از منظر روایات اسلامی آنزمان که خوردن با عبادت توام می شود، مصرف معنایی دیگر می یابد، معنایی که خود بنوعی پاد هژمونی در برابر هژمونی مصرف سرمایه داری می شود.اینجاست که در مفهومی وسیع تر می توان دین اسلام را پاد هژمونی در برابر ایدئولوژی سرمایه داری امروزین غرب، که از کارکردهایش ازخودبیگانگیست، دانست.



 


 
comment نظرات ()