فرهنگ و ارتباطات

تابستانه
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٥
 

چگونه می توان در رودخانه دز شنا نکرد؟         حسین سرفراز

دز رودخانه ی شهر دزفول است در استان خوزستان. زمانی مردم آنرا سزار می نامیدند و زمانی هم جندی شاپور.به گمان، کتاب تاریخ رونده ای است که فضای تاریخی خاصی را تداعی میکند.تداعی مراسم نیایش در معبد چغازنبیل و در برابر خدای دورانتاش.عیلا میانی که سوار بر مرکب های آبی خود و سمبل های عبادت را از مسیر دز به معبد می رساندند.تداعی اولین دانشگاه جهان، جندی شاپور است که در عهد ساسانی بناشد.تداعی پیشرفته ترین شبکه آب رسانی زمان خویش در شهر جندی شاپور است و...

رومیان دز را خوب می شناختند، و همان زمان پل قدیم شهر را بر آن بنا کردند که تا به امروز، رفت و آمد صنایع مدرن را خوب تحمل کرده است.آسیاب های آبی را هم در کناره ی خویش، اگرچه آسیابانی درکار نباشد.

فصل تابستان فرصت خوانش دوباره و چندین و چند باره ی رودخانه دز است برای من، ما، مردم دزفول.تن را که به آب بسپاری تاریخی در تو تداعی می شود، بازنمایی.فخر می فروشی به دیگران ساحل، دیگری روی پل که   نظاره گر جهش تو از سومین پایه ی پل قدیم است با ارتفاع شاید 4 تا 6 متر.به دیگری کناره ی رود که آرام می خندد و تو زیرآبی می روی به افتخار یک لبخند.

خوانش متن سیال دز همراه با برداشت ها و تفسیرهای فعالانه ی خوانندگان، گوناگون و دارای ابعاد است.برای کار، خود را به رود می سپاری تا صید کنی.برای تفریح، شنا می کنی.برای فرار از خانه شب را در علی کله(1)  می گذرانی.اگر هم خانواده دوست باشی، شب کله پاچه می خری و همراه با خانواده و یک زیرانداز به خواندن مشغول می شوی.برای خواندن دعای ندبه، صبح جمعه  با بچه های مسجد به کناره دز می روی بعد هم آش می خوری.

کشف تاروپود دز، نیاز به آگاهی فن شنا دارد.شنا بدانی و ترس چندانی هم نداشته باشی و البته به سخن پدربزرگ من هم گوش دهی که شناگر رو هم اُ ببره.شنای عده ای و بویژه جوانان رفتاری سمبولیک است.برخی سعی می کنند تا خود را از این سوی رودخانه به آن سو برسانند.برخی سعی دارند از بلندترین نقطه ی ساحل به آب پرند.برخی با تیوپ شنا می کنند و برخی هم به محض رها شدن در آب، فریادها ی غرق شدن خود را سر می دهند.و تا رو برمی گردانی می بینی که به تو و دیگران می خندد.

فریب و جذابیت دوگانه ی رودخانه، بنا به گفته ی اومبرتو اکو اثر گشوده ای است و استعاره از معرفتی که عدم قطعیت متن و در فضای کلی تر، زندگی روزمره را می نمایاندهویت خواننده ی متن دز/ در معنای اصلی، شناگر/ به همین سبب کنار می رود، به سبب دیالکتیک سخت و ساده ی او و دز.و این طنز و کنایه ی دز است به آنانی که تصور می کنند شنا در دز چندان هم سخت نیست.اثر گشوده ی دز را می توان شورش و چالشی در برابر فضای غالب و متعین اجتماعی/ درونی هم محسوب کرد.گاه خواننده بدنبال گوشه های خلوت و تنهایی است و به آغوش دز پناه می برد که تنها نباشد/ باشد، و گاه مقاومت در برابر دسور اکید حاکم مبنی بر شیوع وبا و منع شنا است، یا جدال با تحکم پدر که تو نباید...دز نشانه ی ناکرانمندی است که بایستی در قلمرو اجتماعی- فرهنگی خویش بازخوانی  و به نظر با رویکردی پراگماتیک با آن برخورد شود.درست مانند الگوی پیرس در نشانه شناسی.

دز، به قول ایزایا برلین، روباهی است که یک نفس می دود بی آنکه دم به تله بدهد...حال چگونه میتوان با او همراه نشد؟!

(1) علی کله، تفریح گاه ساحلی رودخانه دز 

 


 
comment نظرات ()