فرهنگ و ارتباطات

درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٩
 

قرآن به مثابه متن/ دو روایت

روايت اول /

  نصر حامد ابوزيد، روستايي‌زاده‌ي مصري که چون بسياري از مصريان، در کودکي حافظ تمام قرآن شد، امروز از متفکرين و پژوهشگران کتاب خداست... کتاب مقدس و يا به عبارت ديگر متن مقدس دين اسلام. کتاب مفهوم النص/ معناي متن را که به فارسي ترجمه شده است، در 1990 نگاشته است. کتابي که حول مسأله معنا و متن فرو مي‌رود. اگر به مصالح و اوضاع و احوال و به زبان خودمان بافت يا گستره‌ي فکري و اجتماعي نگاشت چنان  اثري به ويژه در مصر تأمل کنيم، پرسش کليدي را از بيان ابوزيد خواهيم شنيد و آن اين است که آيا مي‌توان معناي ديني را دستخوش مصالح فردي يا گروهي يا ايدئولوژي‌هاي مختلف قرارداد يا آنکه راه و وسيله‌اي براي کشف معناي ديني- تا حد امکان رها از ايدئولوژي‌ها- وجود دارد؟ اين پرسش، سرآغاز نزاعي است فکري و فلسفي که به ويژه امروزه در مطالعات فرهنگي با موضوع/ سوژه‌ي قدرت و فرهنگ يا ايدئولوژي و فرهنگ و کنش و واکنش متقابل آن دو مطرح مي‌شود. اما به اعتقاد ابوزيد، در پس همه‌ي پرسش‌ها، سؤالي اساسي نهفته است که مفهوم نص چيست؟ بايد ابتدا روشن ساخت که اين متن چگونه متني است؟ همين پرسش ابوزيد و متن محور بودن قرآن، مخاطب را به سوي فرهنگي بودن کتاب مقدس سوق مي‌دهد. آشکار است که متن محصولي فرهنگي است که با بافت‌ها و ابژه‌هاي فرهنگي، با تاريخ و زبان که نمود عالي/ عالي‌ترين نمود فرهنگ است پيوندها دارد. کوشش در فهم نص و معناي متن بودن، کوششي است هم درون سنت و هم برون آن. درون سنت اسلامي است که از روش‌هاي متن‌شناختي اسلامي چون تفسير و علوم روايي بهره مي‌برد و هم برون سنت است چرا که از متدهاي معاصر غربي چون هرمنوتيک و نقد ادبي استفاده مي‌کند. پس متن بودن قرآن که محصول فرهنگ است در اينجا ويژگي بينا‌فرهنگي/ ميان فرهنگي نيز به خويش مي‌گيرد. متني گشاده ميان فرهنگ شرق و غرب. ابوزيد در کتاب مفهوم النص، هم از جهت شکل‌گيري نص قرآن درون فرهنگ و هم به لحاظ شکل‌دهي نص قرآن به آن فرهنگ پژوهش کرده است. سپس در گام بعد به سازوکارهاي متن در ارتباط با ديگر متون فرهنگ از يک سو و به لحاظ شيوه‌هاي دلالت بخشي آن از سوي ديگر مي‌پردازد. گام سوم ابوزيد تحول و تفسيري است که بر سر مفهوم نص در طول تاريخ آمده، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي. براي نمونه مي‌توان به دو ديدگاه مهم اشاره کرد اولي که متن را ديالکتيک ميان زمين و آسمان دانسته و دومي که رأسش غزالي بود، متن را حرکتي از زمين به آسمان و معراج صوفيانه خوانده است. بنابه نظر ابوزيد قرآن درون يک فرهنگ شکل گرفته است. متني تاريخي و زباني که در واقع شکل گرفته و پس از تشکيل خود به واقع شکل داده است. لازمه‌ي اين بحث بررسي مسأله و مفهوم وحي به ويژه با توجه به آثار توشيهيکو ايزوتسو است و آنگاه تحقيق درباره‌ي رابطه‌ي وحي با نخستين گيرنده‌ي نص و ارتباط او با معراجش، تا نشان دهد که اين متن نه از جامعه‌ي خويش نه از فرهنگ‌اش و نه از نخستين گيرنده‌ي آن/ پيامبر خدا(ص) جداست. در برابر ديدگاه ابوزيد، ديدگاه‌هاي ديگري نيز وجود دارد از جمله آنکه عده‌اي قائلند که متن/قرآن/فارغ از تاريخ است اما چگونه امري که خارج تاريخ است توان اثرگذاري بر تاريخ دارد؟ چگونه امري برکنار از تاريخ مي‌تواند بار ديگر تاريخ‌ساز باشد؟ اما آنچه که ابوزيد در باب فرهنگ زمان نزول قرآن مطرح مي‌کند نه فرهنگ اعراب جاهل بلکه فرهنگ جامعه‌اي تثبيت يافته، جاري و پيشرو است. اينجاست که مي‌توان به نوعي نزاع و چالش ميان فرهنگ متن و فرهنگ حاکم رسيد و اينک چرا اين برخورد و چالش وجود داشته است، ايدئولوژي حاکم بر اعراب نمود جهالت و بدويت است و فرهنگ متن، تمدن و بالندگي و خردورزي است. اينجا و در اين نزاع جايگاه فرهنگ حاکم و غالب با فرهنگ پست تغيير يافته و فرهنگ متن، فرهنگ عالي و برتر است. قرآن، رسالت يا پيامي است که از سوي فرستنده/خداوند/ به گيرنده نخستين و ديگران ارسال مي‌شود و بي‌توجه به بافت فرهنگي گيرنده و اينکه خود پيام محصولي فرهنگي است، مدل کامل نخواهد شد. حال نکته اينجاست که محصول نه به معناي جنبه‌ي منفعلانه‌ي فرهنگ که محصول آن جنبه‌ي برتر فرهنگ که آهنگ تغيير وضع موجود را دارد. متن بازتاب صرف و منفعلانه فرهنگ نيست چرا که بازتاب منفعلانه‌ي فرهنگ با موت آن، مي‌ميرد. قرآن پاره‌ي زنده‌ي فرهنگ ماست. نکته‌ي ديگر اينکه بررسي نص قرآني از طريق شناخت فرهنگي که قرآن بدان منتسب است، با ايمان به الهي بودن منشأ قرآن در تعارض نيست که فعل خداوند، فعل در تاريخ است نه خارج از تاريخ و تکلم خداوند هم از صفات فعلي اوست نه از صفات ذاتي و اين نکته‌اي است که بارها و بارها در کتاب مفهوم النص اشاره شده است. بنابه گفته ابوزيد، او در مفهوم النص از تحليل‌هاي زبان‌شناختي و فرهنگي- مردم‌شناختي يا مردم‌نگاري بهره برده است و به همان سان از روش‌هاي تحليل زباني، فرهنگي، رابطه‌ي زبان و فرهنگ و رابطه‌ي فرهنگ و زبان و جامعه استفاده کرده است. و اين بيش از پيش او را به مطالعات فرهنگ و ارتباطات نزديک مي‌کند.

براي مطالعه بيشتر به کتاب معناي متن اثر ابوزيد ترجمه کريمي‌نيا نشر طرح نو رجوع کنيد.


 
comment نظرات ()