فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٧
 
کتاب (1)                                                           حسین سرفراز

 این بار زمانی که قصد داشتم به همراه دوستانم/ مصطفی و محمد/ به شهرم دزفول سفر کنم به بخت نیک از میدان انقلاب و سرای کتاب گذر کردم که ناگاه به کتاب دکتر حسین پاینده برخوردم. کتابی به نام / نقد ادبی و دموکراسی / جستارهایی در نظریه و نقد ادبی. بنا به گفتار نقش بسته بر پشت جلد، کتاب مجموعه ای از جستارهای گوناگون درباب نظریه ونقد ادبی نو است که با هدف دامن زدن به تکثر آراء و نیز به منظور تاکید بر شالوده ی دموکراتیک این حوزه از علوم انسانی منتشر می شود... بخش بزرگی از کتاب به " مطالعات فرهنگی" مربوط می شود که در زمره ی متاخرترین و یقینا پرطرفدارترین رهیافت ها در نظریه و نقد ادبی جدید است.

 دکتر پاینده در رابطه با اختصاص حجم وسیعی از کتابش به مطالعات فرهنگی چنین می گوید: ماهیت میان رشته ای این رویکرد نو/ مطالعات فرهنگی/، تبلور تمام عیاری از همان اصل دموکراتیک است که همه ی ما را به در هم آمیختن صداها- نه حذف آن ها- فرا می خواند. فصول دیگر از کتاب هم چندان بی ارتباط با مطالعات فرهنگی نیست.پس از مقدمه ی نویسنده، فصل آغازین است با عنوان " مرگ مؤلف در نظریه های ادبی جدید" این مقاله کوششی است برای پرتوافشانی مسئله ی جایگاه مؤلف در برخی از نظریه های ادبی مدرن و مهم/ نقد ادبی، فرمالیسم روسی، پساساختارگرایی/ ارائه شده است. " تباین و تنش در شعر نشانی" اثر زیبای سهراب سپهری، با بهره ی نقادانه ی دیدگاه های نقد ادبی، فصل دوم است. "فراداستان: سبکی از داستان نویسی در عصر پسامدرن" روایت نویسنده است از پست مدرنیسم و حاصل ادبی آن به مثابه سبکی از داستان نویسی نه مبهم و مهمل گویی که معناسازی و درعین حال مرکزگریزی است... بی فاصله، نویسنده فصل چهارم کتاب خویش را بازکاوی ساختار رمانی پست مدرن قرار میدهد. رمانی با عنوان/ صید قزل آلا در آمریکا / که اتفاقا و چه اتفاق خوبی که به فارسی هم ترجمه شده توسط پیام یزدانجو/ فرانکولا/. فصل پنجم کتاب،"ملاحظاتی درباره ی چشم انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران" نام دارد که به نوعی دغدغه های یک استاد دردمند را می نمایاند. فصل ششم یا "داستانک و توانمندی آن برای نقد فرهنگ" کارکرد یک اثر ادبی است در مطالعات فرهنگی.فصل بعد به جایگاه مطالعات فرهنگی در رشته ی ادبیات میپردازد و در فصل هشتم به بررسی خود مطالعات فرهنگی به عنوان شیوه ی جدید نقد ادبی اختصاص یافته که هم اشاره ای تاریخی به مطالعات فرهنگی دارد هم کاربرد آن در ادبیات. فصل دیگر کتاب بررسی یک آگهی تلویزیونی از منظر مطالعات فرهنگی است که به نوعی مطالعه موردی است در باب آگهی لباس شویی حایر." اسطوره شناسی و مطالعات فرهنگی" ، " فروید و نقد ادبی" ، "نقد ادبی و دموکراسی"، "شحنه باید که دزد در راه است" که این آخری شاید هیچ ربطی به مطالعات فرهنگی نداشته باشد اما حتما به اخلاق مطالعات فرهنگی مربوط است و به اخلاق ادبی و به اخلاق...

خوانش این اثر به همه ی شما و فرهنگ و ارتباطات ی ها توصیه میشود...


 
comment نظرات ()