فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۱
 

سیری در مطالعات فرهنگی بخش سوم      حسین سرفراز

مطالعات فرهنگی

 

 ارتباط/ ارتباطات از منظر مطالعات فرهنگی

 

در بسياري از مکاتب، ارتباط/ ارتباطات، به عنوان تبادل اطلاعات ميان دو يا بيش از دو عامل،  عمده تمرکز بنيادين مطالعات فرهنگي مي باشد. تعداد قابل توجهي از رويکردهاي متفاوت به تحليل ارتباط/ ارتباطات، تاکنون مشخص شده اند. در ساختارگرايي و نشانه شناسي، ارتباط/ ارتباطات به عنوان رمزگان يا قوانين و قراردادهايي که معنا دار بودن/ معنا داري هر پيامي را ، راجع به انتخاب و ترکيب عناصر معنادار( يا نشانه ها)، مشخص ميکند. اين رويکرد، همراستا با تعريف و برداشت خود از ارتباط/ ارتباطات، به سوي بررسي و تحليل متون( متون نوشته شده يا خوانده شده، و يا ديگر حاملان معنا و مفهوم، به عنوان مثال پوشاک و کنش هاي اجتماعي) و فرايند توليد و خوانش آنها، همچنين، مسائل مربوط به اينکه چگونه، نشانه قادر است به جهاني که خارج از محدوده ي متن است، دلالت کند،حرکت ميکند. در هرمنوتيک، فرايندهاي خوانش و تفسير، کمتر به صورتي نظام مند تلقي ميشوند.تاکيد در اين حوزه بر توانش/ قابليت مردم عادي و خوانندگان متون در توسعه ي تفسيرها  است که با کار بر رابطه ي ميان واحد معنادار خاص، {پيش از تفاسير} و کل بزرگتر( يا افق) که بافت/ گستره اي را که در آن ، واحد معقول و معنادار است( و بطور قطع جايي که معنا ي واحد متقابلاً معناي بافت/ گستره را جرح و تعديل ميکند.)  فراهم ميکند، شکل مي گيرد. همراه با جامعه شناسي، تحليل ارتباط/ ارتباطات با نوعي برتري همراه با برخاستن از مکاتب تحقيق جامعه شناختي که بر مهارت هاي اجتماعي و قابليتي که اعضاي يک جامعه دارا هستند تاکيد مي کنند، دست مي يابد. بنابراين،کنش گران متقابل نمادين و قوم نگاران، جهت و سويي نمايان ميسازند به اينکه چگونه  يک واقعيت اجتماعي معنادار و با ثبات طي کنش هاي متقابل با مهارت ، و در تمرين فرم هاي گوناگون  توان ارتباطي، ساخته و حفظ ميشود.  

دلالت هاي وسيع تر مطالعه ي ارتباط/ ارتباطات، توسط جهتي مطرح ميشود که جامعه شناسي در ارتباط/ ارتباطات دارد و آن را در ريشه شناسي لغت هاي ارتباط و جماعت (Communication , Community) مي بيند. براي ارسطو، يک ملت، جماعتي است که بوسيله ي  ارتباط ميان چشم اندازهاي متعدد آن، در کنار هم نگاهداري شده است. ارتباط/ ارتباطات، آني است که جماعتي را در کنار هم نگاهدارد. ارزش سياسي و اخلاقي جماعت را ميتوان عطف به ارتباطي که بقاي جماعت را ممکن ميسازد ، تحليل کرد. فيلسوف علم، چارلز سندرس پيرس (Charles Sanders Peirce جامعه ای علمي طرح ريزي کرد که در آن، ارتباطاتي آزاد و باز ميان اعضا وجود دارد. ارتباط/ ارتباطات باز ( يا مشارکت دموکراتيک)، به عنوان پيش شرط علم نيکو و مناسب مطرح شد. يورگن هابرماس (Jurgen Habermas اين ايده را در عبارتي تحت عنوان " موقعيت گفتاري ايده آل" توسعه داد ( Mc Carthy 1978:306-10). اين ايده بار ديگر تصويري از ارتباط / ارتباطات کامل است که تمام اعضا قادرند با خلوص و دقت علمي و با توجه به معناي  آنچه که مي گويند، همان طور که حق بيان آن را دارند، از يکديگر بازپرسند.  ارتباط / ارتباطات واقعي از صورت ايده ال خود تا حدودي تنزل کرده است. ساختارهاي سياسي و ايدئولوژيکي با امتناع از مشارکت و يا فهم و درک يک جانبه بوسيله ي يک گروه يا افرادي خاص، به تغيير صورت ايده ال آن پرداخته اند.درجه اي که معناي ارتباط/ ارتباطات از آن تنزل کرده را ميتوان ميزان سنجشي براي عدالت در هر جامعه ي خاص در نظر گرفت.

 


 
comment نظرات ()