فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢
 

مفاهیم همچون رسانه ها هستند

سخنرانی دکتر مولانا در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات/ محمد لسانی

دکتر حمید مولانا

تنها بود

نگاه که می کردم فقط چند دانشجوی امام صادقی را می دیدم. آقای کتابدار هم بود. استاد خبرنویسی درس دکتر محسنیان را می گویم. حتما از بچه ها شنیده بود که دکتر مولانا در مورد مفهوم شناسی ارتباطات قرار است سخنرانی کند.با یک ساعت تأخیر ساعت ۳ بعد از ظهر بود که به پژوهشگاه رسیدم. جلسه به پرسش و پاسخ رسیده بود. نگاه کردم ببینم از اساتید و سرشناسان حوزه ارتباطات چه کسی در جلسه حاضر است. دیدم هیچ کس ...

راستش را بخواهید دلم برای مولانا سوخت. چند دانشجوی مدیریت و علوم سیاسی دانشگاه با ذوق و شوق دورش را گرفته بودند.پرسیدم استقبال از او چگونه بود. گفتند عالی! هماهنگی ورود ایشان به جلسه نشده بود و دو نفر از دانشجویان دانشگاه ایشان را به انتظامات درب معرفی کردند. جالب بود...

منتظر متن سخنرانی دکتر مولانا باشید!

متن سخنرانی دکتر مولانا

واژه شناسي يا مفهوم شناسي

  • واژه شناسي شناخت ريشه واژه ها در یک زبان است ولي مفهوم شناسي فراتر از آن است.برداشت من اينست كه واژه با مفهوم تفاوت زيادي ندارد. اگر واژه شناسي ريشه لغت باشد من قصد دارم نشان دهم چگونه از واژه شناسي به مفهوم شناسي مي رسيم و اين مسئله چگونه بر زندگي ما تأثير مي گذارد.
  • چهار نوع رویکرد در مورد واژه شناسی وجود دارد. یکی تاریخی است که به پیشینه لغت می پردازد. دومين روش روش توصيفي است كه زبان به عنوان يك رابطه نگاه می کند.رابطه انساني اجتماعي . يك رویکرد ديگر به زبان به عنوان يك دريچه براي درك چهارچوب انديشه ما می نگرد. زبان با انديشه سرو كار دارد فقط بحث معنا نيست. به طور مثال چون ایرانی صحبت مي كنيم اينگونه مي انديشيم. نهایتا رویکرد چهارم از لحاظ ساختماني موضوع زبان می پردازد.
  • دو مکتب خاص در زبانشناسی دخلیلند:همزماني و در زماني. در مکتب «همزماني» به تحول زبان توجه نمي كنيم ولی در مکتب «در زماني» ربانشناس به تحول زبان در طول مدت توجه مي کند.زبان شناسان قبل آوا شناس بودند در حالي كه امروزه رياضي و انديشه اي شده است.
  • يكي از مشخصات جامعه جديد و نو اين است كه واژه ها و مفاهيم در آن زياد و به طور پیوسته در حال تغيير هستند و كاربردهاي گسترده اجتماعي سياسي دارند.يكي از مشكلات ما اين است كه مورد هجوم واژه ها يا مفاهيم هستيم.به طور مثال به واژه و مفهوم جامعه مدني مي پردازم. در ايران جامعه مدني از چند سال پيش مطرح شد. ریشه بحثهاي جامعه مدني به زمان فروپاشي شوروي بازمی گردد که اندیشمندان آمریکایی آنرا مطرح کردند.در ايران بدون اينكه ريشه و تاریخچه لغت را پيدا كنيم اين واژه در سياست ملی ما مطرح شد.
  • واژه ها و مفاهيم افكار عمومي امريكا را بسيج كرده است و براي پيشبرد سياستها مطرح شده است. براي مثال آمریکاییان واژه و مفهوم سرنوشت آشكار(manifest destiny) را در اواسط قرن نوزدهم اختراع كردند بر این اساس آنها معتقد بودند آب و خاك ما يك مأموريت مقدس دارد كه بايد به دنبال آن برويم .اين واژه نه تنها در ادبيات آمريكا مطرح مي شود بلكه در ادبيات سياسي آمريكا هم وارد شده است. رؤساي جمهور آمريكا هر كدام واژه اي را وارد ادبيات سياسي آمريكا كردند.روزولت ديدگاه و طرح جديد(new deal)  را مطرح كرد.تمام برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي دوران روزولت تداعي كننده اين مفهوم است. كندي با واژه و مفهوم مرزهاي جديد(new frontiers) آمد. جانسون جامعه بزرگ(great society) را مطرح كرد چون مي خواست با فقر مبارزه كند. لغت جامعه نيك(good society) هم توسط فلاسفه و جامعه دانان مطرح شد.والتر ليپمن اولين بار این واژه را در كتاب خود منعكس كرد. این در حالی است که بوش با يك واژه برنامه های خود را معرفی نکرد و لغتهاي مختلف را اختراع كرد و به كار برد.
  • یک نکته تاریخی در مورد رشته ارتباطات در ایران ذکر کنم و آن اینکه من در سالهای آغازین فعالیت مؤسسات روابط عمومی، نامه اي به اين افراد نوشتم كه روابط عمومي رشته مقبولي نيست و لغت ارتباطات اجتماعي را در ایران به كار ببريد. من داشتم واژه سازي مي كردم . چرا نگفتم ارتباطات دسته جمعي؟ از آنجا که در این واژه انتظار می رود بيشتر به رسانه هاي جمعي پرداخته شود.اگر در آمریکا آنها اين لغت را به كار نمي برند علل بازرگاني و سياسي دارد.
     
  • در واقع مفاهيم نوعي رسانه هستند.می توان آنها را نوعی از رسانه هاي جزيي و کوچک به حساب آورد.برخلاف آنچه تصور می شود كار اصلي رسانه ها اطلاع رساني نيست. اولين كاري كه يك رسانه مي كند اين است كه ما را متشكل و مرتبط با هم می سازد. به عبارتی می توان گفت ما را بسيج مي كند.

    لنين اين مسئله را خوب ياد گرفته بود و در كتاب چه بايد كرد(what is to be done) درست زمانی که روزنامه ايسكارا را به چاپ مي رسانيد اعلام کرد من روزنامه را چاپ مي كنم نه براي اين كه ايدئولوژي مورد نظرم را در آن مطرح کنم بلكه مي خواهم مردم را متشكل و بسيج كنم. ايدئولوژي را بايد حزب از طريق ارتباط رويارو و مستقیم مطرح کند.

    در زمان اوج گیری جریان انقلاب اسلامی هم نوارها و اعلاميه هاي حضرت امام يك شبكه ارتباطي را درست كرد و از این طریق بود که مردم در خیابان ها بسیج شدند.

دکتر مولانا در بخش پرسش و پاسخ به چند واژه از جمله دموکراسی و واژه مستضعفین پرداخت.او عنوان کرد ما اشتباهاتمان را بیشتر در علوم انسانی و اجتماعی می کنیم تا فنی. به طور مثال ضربه ای که از واژه ترمینال می خوریم به مراتب کمتر از واژه هایی از قبیل دموکراسی است.دموكراسي مثل يك stereotype شده است. شعار و لغتي شده است كه زندگي عقلاني و خردگرايي ما را راهنمايي مي كند. انگار بدون آن به سرمنزل مقصود نمي رسيم.

او در بخش دیگری از سخنان خود بیان داشت:« چرا ما لغت مستضعف را مطرح مي كنيم و بعد از آن فاصله مي گيريم و آنرا ترك مي كنيم. با استفاده بعضي از افراد اين واژه به مفهوم بدبخت نزديك شد و زماني كه خواستيم آنرا برگردانيم در مقابل آن مقاومت شد.»بعضي اوقات از سر عادت يا براي کسب وجهه و اعتبار يك واژه بيگانه را به كار مي بر يم كه من به عنوان يك ايراني از آن خجالت مي كشم.در اين چند سال اخير ما كمتر از واژه ها و مفاهيم قرآني سود مي جوييم و بيشتر از واژه هاي خارجي استفاده مي كنيم. 

پروفسور مولانا در بخش پایانی صحبت خود با انتقاد از فصلنامه تخصصی رسانه وجهه همت این فصلنامه را در تولید و انتشار اطلاعاتی به دور از حوزه تلفیقی با اسلام ذکر کرد و گفت:« در فصلنامه رسانه بسيار كم به مفاهيم يا رسانه هاي اسلامي پرداخته شده است.»   

 


 
comment نظرات ()