فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۳
 

پیرامون ارتباط (بخش پایانی)  کولین چری / حسین سرفراز 

                                                               

ارتباط

گفتار و نوشتار تنها نظام هاي ارتباطاتي نيستند.مبادله ي اجتماعي به شدت توسط عادات و حرکات  سرودست و ايما و اشاره تقويت ميشود.بوسيله ي تکان دادن سر، لبخندها، اخم ها، تکان دادن دست ها، بوسه ها، تکان دادن مشت و ديگر ايما و اشارات ما قادريم ظريف ترين درک و فهم خودراانتقال دهيم. همچنين ما داراي نظام هاي اقتصادي براي ورود و خروج کالا هاي مادي هستيم که دراينجا نيز ما نشانه هاي ارتباطات را در سکه ها، قرارداد ها واوراق شناسايي واعتباري و...که مبادله ميشوند خواهيم يافت.ماداراي رسوم پوشش البسه، قوانين جاده اي، مراسم و رفتار اجتماعي هستيم.ما داراي قوانين براي اعضاي خانواده وموسسات هستيم.اما از همه ي موارد فوق که بگذريم،زندگي در جهان مدرن روزبه روز ولحظه به لحظه  بيش از گذشته به فني بودن در حوزه ي ارتباطات وابسته است.تلفن، تلگراف، راديو و صنعت چاپ. بدون چنين دستياران فني، دول مدرن حتي يک هفته هم دوام نمي آورند.بواسطه همان  فناوريهاست که تجارت و بازرگاني پيش مي رود ،کالاها و خدمات هرجا نياز شود توزيع مي شود،راه آهن براساس يک برنامه زماني براه مي افتد، قوانين و دستورات حفظ ميشوند،آموزش و تحصيل امکان پذير خواهدشد.ارتباطات باعث ميشود که زندگي واقعي اجتماعي ممکن و مفيد شود.در حوزه ي معنايي ارتباطات،سازماندهي ويا سازمان دادن  هم خود مسئله اي است.ارتباطات رشد اجتماعي را محقق مي سازد. از يک روستا به يک شهر،  به يک دولت شهر مدرن وتا به امروزواينک ماشاهد اعتماد دوجانبه حاصل ازنظام هاي سازمان يافته روي زمين هستيم.

درآغاز راه خويش، به بررسي و بحث درباب چند واژه و مفهوم زباني در ارتباطات مي پردازيم.زباني که رشد آن  در تکامل بشر مرحله اي موثر بود.

اين تعاريف از لغت نامه ي فشرده ي انگليسي آکسفورد برگزيده شده است:

ارتباطات (Communication )، عمل گفتن ، انتقال دادن(بويژه اخبار)، اطلاعات داده شده ،مبادله،دادوستد.....(نظامي)اتصال ميان پايگاه و جبهه جنگ....

پيام ((Message، ارتباطات شفاهي و يا کتبي که از يک فرد به ديگري فرستاده مي شود.

اطلاعات ((Information،آگاه کردن،بازگويي،گفته شده،دانش، شناخت، اقلام دانش و شناخت....

علامت،نشانه (Signal)، نشانه روشن و قابل فهمي درانتقال و ابلاغ اطلاعات....در يک مسافت...

آگاهي (Intelligence)، فهم،ذکاوت،... اطلاعات ،اخبار...

اخبار (News)،(بصورت جمع)،خبر، اطلاعات جديد...

شناخت (Knowledge)،آگاهي بدست آمده به توسط تجربه ، گستره ي اطلاعات يک فرد....

اعتقاد (Belief)، اعتماد،اطمينان....تصديق و باور به درستي و وجود(هرگونه حقيقت،ادعا...)....

سازواره (Organism)،جسمي سازمان يافته با اجزايي مرتبط به هم ووابسته و سهيم درزندگي معمول ...،يک کل بااجزاي به هم وابسته درقياس بايک عضو زنده...

نظام ( System)،يک کل مجتمع، مجموعه اي از اجزا يا چيزهاي مرتبط، سازواره اي از اجزاي مادي يا غير مادي و...شيوه ،اصول مهم و حساب شده اي يک رويه، اصول طبقه بندي و...

چنين تعاريف لغت نامه اي،کاربردهاي معمول و عامي واژه هاست.استعمال علمي اغلب نيازمند محدوديت بيشتري است.البته نبايد عقل و شعور عرفي رابه اتهام اينکه استعمال عامي و معمول را به اشتباه دربرابر کاربرد علمي واژگان يکسان فرض گرفته اند وافراد عادي و ناشي اينگونه عمل ميکنند،نقض کردو ناديده گرفت. 

بيشترين کاربرد واژگان مذکور در پيوند با ارتباطات انساني است.بنا به آنچه که لغت نامه پيشنهاد مي دهد، واژه  ارتباطات بي درنگ فرستادن و يا گرفتن يک نامه را به ذهن مامتبادر ميسازد و يا گفتگوي ميان دو دوست.برخي ممکن است به روزنامه هايي که روزانه از يک دفتر مرکزي به هزاران مشترک آن مي رسد، توزيع ميشود،فکر کنند.يا به پخش وسيع برنامه هاي راديويي. و ديگران ممکن است به تلفن فکر کنند،اتصال ميان گوينده و شنونده.سيستم هاي ديگري نيز وجوددارد که تنها به ذهن متخصصان خطور ميکند.براي نمونه پرنده شناسان و حشره شناسان ممکن است به دورهم جمع شدن و ازدحام پرنده ها و حشرات توجه کنند.و يا به دقت شگفت آور برخي از پرندگان در پرواز مانور گونه خود و يا لانه يابي کبوتران. روان شناسان به عملگر ارتباطي دستگاه عصبي درهماهنگ کردن اعمال تمام اجزاي يک جانور يک پارچه توجه مي کنند.اما در کفه ديگر ترازو انسان شناسان و جامعه شناس ها قرار دارندکه بيشتر به ارتباطات ميان گروهها ي انسانها،جوامع و نژادها، همراه با ارزشهاي فرهنگي ،اقتصادي و نظام مذهبي،قوانين، زبانها و رمزگان اخلاقي موجود درايشان علاقه مندند.باري، نمونه هاي سيستم هاي ارتباطي (Communication Systems) بي پايان و متنوع اند.

آنهنگام که اعضا يا عناصر درارتباط با هم اند،در حال برقراري نوعي پيوند يا رابطه يا معاشرتند،و با هم مشارکت و همکاري دارند.آنها يک سازمان(Organization)و يا گاه يک سازواره (Organism) بوجود ميآورند.ارتباطات يک تابع اجتماعي است. کليشه اي قديمي در ذهن من هست که ميگويد: يک کل، بيش از مجموع چند جزء است.و اين واقعيت است.يک کل،سازمان يا سازواره داراي ساختاري است که بسان مجموعه اي از قوانين قابل توصيف است،واين ساختار،اين قوانين،ممکن است ثابت و بي تغيير باشد ويا به مانند عناصر فردي تغيير يابد.بوسيله در اختيار داشتن چنين ساختاري،کل سازمان {ازمجموع اجزاي آن}،بهتر و متناسب تر با برخي فعاليت هاي در راستاي اهداف،تنظيم ميشود.

مي توان در پايان ،ارتباطات را به معناي مشارکت و سهيم بودن  (Sharing ) عناصر رفتاري ويا الگوهاي زندگي،به همراه مجموعه يا سازماني ازقوانين و مقرارات  دانست. 

Colin Cherry, On Human Communication,1996 . MIT press. 10-12 p.


 
comment نظرات ()