فرهنگ و ارتباطات

روزمره
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٦
 

دور و بر رسانه ی دینی

1-      به نظر من رسانه دینی، همان رسانه ای است که مومنان یا دینداران می توانند از طریق آن پیام های دینی خویش را به گوش مخاطبین برسانند. مهم ترین ویژگی های این رسانه با توجه به کارکردهای آن مشخص و نشاندار می شود. بدین ترتیب که اگر رسانیدن پیام دین مهم ترین کارکرد یک رسانه دینی است، فرض است که در این راه به تمامی مبانی، اصول و ارزش های دینی پایبند باشد. برای مثال می توانم بگویم که رسانه دینی نه حتی  جلب رضایت مخاطب یا مشتری را هدف  یا غایت خویش در نظر می گیرد، بلکه رضایت خداوند برای او یک غایت است. پس حداکثر کردن سود مادی یک رسانه، یا حداکثر فروش پیام به حداکثر مخاطب، به ازای خسران اخروی و ناخشنودی معبود سراسر ضرر و زیان است. یا مثلاً رعایت اصول اخلاقی در تولید و مبادله پیام یعنی برای نمونه پرهیز از دروغ گویی، پرهیز از افشای اسرار و الخ.

2-      قدر مسلم دین به ماهو دین، بشرخاکی را به فراسوی آنچه که صرفاً با حواس فیزیکی و جسمانی خویش درک می کند، بالا می برد و قدرت معنوی و روحی او را در ادراک خود و درنتیجه خدای خویش ارتقا می بخشد. البته در این میان دین کامل تری چون اسلام هم راهنمای عملی زندگی دنیوی است و هم انسان را به جهان و حیات ابدی سوق می دهد، پس عنصر آگاهی بخشی خود به خود مولفه ای درون دینی است، دین بی آگاهی، دینی که آگاهی بخش نباشد و حتی به کارکردها و اهداف خود آگاه نباشد، دین نیست، بلکه شاید بتوان نام اش را همان خرافه نهاد. بر این مبنا رسانه دینی، رسانه ای آگاهی بخش و در جهت تقویت بصیرت دینی تعریف می شود و او خود را در تقابلی برانداز با خرافه و خرافه گری تعریف می کند. حال اینکه رسانه های جهان اسلام بعنوان سرنمون رسانه های دینی چه قدر بر این کارکرد خود خودآگاه بوده اند یا خیر، باید به مطالعه تاریخی اعمال و فعالیت های رسانه ای ایشان نظر افکند.

3-      رسانه دینی ضرورتاً رسانه ای اخلاقی یا اخلاق مدار است، لکن رسانه ی اخلاق مدار ضرورتاً دینی نیست. رسانه دینی سعی دارد تا پیام های اخلاق دینی- و در این جا اخلاق اسلامی را که از درون منابع دینی و از جمله قرآن و سنت استخراج و استنباط گشته به گوش مخاطبین خویش برساند. حال اگر خود عامل متخلق به اخلاق اسلامی نبود، نمی توان از رسانه وی درخواست چنان امری را داشت. چنین موردی را بویژه در کشورهای جهان اسلام مشاهده کرده ایم: کشورهایی با حکومت های خودکامه و فاسد و در ظاهر مسلمان و دینی که بالاخره بخشی از مالکیت تولید و توزیع و مصرف پیام های رسانه ای را در جهان اسلام تحت سلطه ایشان بوده است. مقاومت امروز اعراب مسلمان در کشورهای منطقه را می توان تاحدی در تقابل با چنین امری درنظر گرفت.

4-      اکثر اشتباهات در رسانه های جهان اسلام و بطور خاص در رسانه های ایرانی ناشی از کم تجربگی و عدم بهره مندی از حرفه ای گری و آموزش و پرورش نیروهای زبده رسانه ای است. عاملان رسانه دینی علاوه بر اینکه خود افرادی دیندار و متعهد هستند، متخصصین کارآزموده ای هم هستند. نیاز زمانه را به خوبی درک می کنند چون خود درون زمانه و زمینه امروزینِ ساخت، پرداخت و تفسیر و خوانش پیام می زیند. درصد اندکی از رسانه ها هم هستند(البته این لزوماً به معنای ضعیف بودن آن ها نیست) که با پوشش ظاهر دین داری، سعی در عوامانه جلوه دادن و سطحی کردن پیام های دینی و در عوض جذب حداکثری مخاطبین هستند تا در عرصه رقابت های محلی و جهانی همیشه نامشان بر زبان مخاطبین باشد. نکته دیگر اینکه گاه خرافه به سبب ورود، دخل و تصرف و جرح و تعدیل های فرهنگ به پیکره دین بخشی از آن چیزی می شود که بدان نام دین فرهنگی می دهم. برای مثال قمه زدن  یا روایت ایرانی شده مهریه در ازدواج از مولفه های نمونه وار آن در اسلام است. گاه پیچیدگی و تنیدگی این مولفه ها در پیکره دین چنان است که حتی متخصصین امر را هم به اشتباه و انفعال می کشاند. رجوع به متن مقدس و سیره و سنت و همزمان توجه به عقلانیت و خرد آدمی چه بسا تنها راه چاره باشد. اتفاقاً جذابیت یک رسانه دینی که نیاز روز اجتماع و مخاطبین را درک می کند هم می تواند همین جا باشد: آن جا که رسانه سعی در برقراری دیالوگ های پی در پی میان مولفه های فرهنگی و مولفه های دینی دینداران بافرهنگ دارد.

بازتاب این نوشتار در پایگاه خبری شفقنا

 


 
comment نظرات ()