فرهنگ و ارتباطات

آموزش رسانه ای
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦
 

  "در زمانه ما سواد حاوی آموزش رسانه است." این عبارت آغاز اعلان رسمی برنامه درسی در دوره ابتدائی مدارس لندن در سال 1989 یعنی حدود دو دهه پیش است. یعنی اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد شمسی. درست همان زمانه که ما به خود آمده بودیم و با مفهوم و مادیت رسانه( که عمدتا برای ما در قالب رادیو و تلویزیون یا صدا و سیما تجلی یافته است) آشنائی می یافتیم و سعی بر آن داشتیم تا با گسترش و جلوداری آن رسانه، نه تنها به خصلت جمعی بودنش معنا بخشیم بلکه با تعریف کارویژه اسلامی، بازوی پرتوان ارشاد و فرهنگ سازی درون جامعه گردد. کارکردگرائی نهفته درون آن رسانه به مثابه نهاد ما را بازمی داشت از آنکه بدانیم و درنگ کنیم که تلویزیون بر این نظریه پرسش برانگیز اتکا دارد که باید بتوان در همه جا، به هر چیزی که در هر کجا اتفاق می افتد، آگاه شد. اگر قرار بر این باشد که هر کسی قادر به دیدن هر چیزی باشد، در بلندمدت همه چیزهای دیدنی که زمانی ارزش آنها به کمیابی شان بود، بی ارزش خواهند شد. و اگر افراد بتوانند همه چیز را عملا ببینند و بشنوند، شاید روزی فرا برسد که تقریبا به هیچ چیز به طور خاص علاقه نداشته باشند. تلویزیون نه صرفا واسطه یا کانال شسته رفته ای برای گذران امور است و نه پنجره ای شفاف رو به جهان بشری و متمدن امروز! و هیچ رسانه  دیگری نیز حاوی چنان خصلتی نیست. رسانه با رسانا و هادی فرق دارد. جریان برق براحتی و بدون هیچ مقاومتی از درون یک جسم رسانا یا هادی عبور می کند، البته نیمه رساناها یا نیمه هادی ها اندک مقاومتی دارند. اما رسانه چندان محل عبور و مرور پیام های مطلوب و مقصود و آنچه که طلب می کردیم همان شد، نیست. البته علاوه براین رسانه با آینه هم فرق دارد. رسانه بازتاب واقعیت خارجی نیست، بلکه برسازنده ی واقعیت است. اینجاست که رسانه به مثابه یک نظام بازنمائی درنظر گرفته می شود. و به همان ترتیب بازنمائی هم نه نمایش مجدد واقعیت، که تولید مجدد یا بازتولید ی طبق معیارها است. لذا یک تصویر بازنمای واقعیت پیش از حضور دوربین است، اما اغلب اوقات این گمان وجود دارد که آن تصویر بازتولید واقعیت است؛ تو گوئی ذات تصویر فریب است و همواره باید مراقب دستکاری ها و سرهم بندی های موجود در تصاویر بود. 

 

 


 
comment نظرات ()