فرهنگ و ارتباطات

روزمره
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٩
 

سویه هائی از مراد دوران

تنگ است مرا هر هفت فلک / چون میرود او در پیرهنم   "مولوی"

 

 

 

1-      دورانی است که به گفته ی مارکس بین رشد و آگاهی نیروهای مولد و مناسبات موجود تولید، شکل مالکیت، و قدرت و حاکمیت سیاسی آن تضاد بوجود آمده است. عطش مناسبات نوین، سازمان ها، نهادها، کالبدها و موازین و موازنه ی تازه ای که به مضامین دین، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، علم، هنر و... بپردازد و برای وضع موجود آلترناتیو مترقی تر و کامل تر آنهم به شکلی واقعی و تحقق پذیر عرضه کند، به خوبی احساس می شود.

2-      در این دوران، نه از راه ریاکاری و یا نفی، و نه از راه تسکین موقت یا بها دادن به دردی صرفا جسمانی، که روح الله خمینی بر تمامی رنج هایش چیره می شود تا به سبب نیروی اصالت طبع یا فطرت خویش و از راه شناخت درآید و به دردی دست یابد که ما را ملزم می کند که به عمق وجودمان رخنه کنیم. تقابل رنج و شفا برای آقا روح الله تقابلی آنتاگونیستی نیست که شفا به دست نمی آید مگر از سوی کرانه ی رنج. او از مبدأ فاقد ایمان به ساختاری بود که رنج ها را گویا تحمل می کرد. او خود حق می داد که زندگی را بهتر بشناسد چون بسیار اتفاق افتاده است که هر آن، آن را از دست بدهد.

3-      حالا آقا روح الله تو فقط یک حکم داری: پاک باش... اگر که زندگی اجتماعی بر حسب ذات خود زندگی پراتیکی است، کلیه ی اسراری که نظریه را به مکاشفات رازگون بدل می کند، حل عقلانی خود را در پراتیک انسانی و درک این پراتیک می یابد. پراتیک آقا روح الله برساخته ی و سازنده ی اتیک و تاکتیک اوست. هیاهوی بازار عمل در جهان رازگون مفاهیم و احکام آقا روح الله فرو   می نشیند و نظریه نیز در عمل وی پاک جلوه گر می شود.

 

 

 


 
comment نظرات ()