فرهنگ و ارتباطات

درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٩
 

نشانه شناسی غذا به مثابه دارو در روایات اسلامی/ بخش چهارم

گاه در توصیه به غذایی رابطه ی مشابهت میان آن غذا با موردی خاص بمانند نان با همه ی ویژگی های نام آشنایش برقرار می شود، پس در اینجا هم دلالت صریح میان داء و دوا وجود ندارد: پیامبر خدا ص فرمودند: الکراث فی البقول بمنزله الخبز فی الطعام.تره در میان سبزی ها، همانند نان در میان خوراکی هاست. در این روایت ذکر دال نان، مدلول هایی را در ذهن خواننده/ مصرف کننده بدنبال دارد که بسیار آشنایند.نان در بسیاری از فرهنگ ها و لااقل در فرهنگ و سنت اسلامی نماد برکت است و حرمت خاصی دارد.فراورده ی طبع گندم و آرد است و از نخستین نمونه های خوراکی انسانی محسوب می شود.در اینجا و با توجه بدین روایت و فرایند شباهت می توانم به این نکته ی مهم اشاره کنم که معانی متن های مشابه در تعیین معنایی که هر متن ایجاد می کند دخیل اند. این همان روند بینامتنیت است.با خوانش روایت فوق، و شباهت ارجاعی به نان، تجربه ی فرهنگی مشترک ما مسلمین، دال دیگری را هم از زبان پیامبر اسلام ص پیش روی مان می نهد که فرمودند: خیر طعامکم الخبز. نان، بهترین خوراکی شماست. همین امر خود از موارد دلالت بر ارج و قرب غذای نخست است.

 


 
comment نظرات ()

 
درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
 

نشانه شناسی غذا به مثابه دارو در روایات اسلامی/ بخش سوم

 

پیامبر خدا ص می فرماید: عض البطیخ ولاتقطعها قطعا؛ فانها فاکهة مبارکة مطهره الفم، مقدسه القلب، تبیض الاسنان، و ترضی الرحمن، ریحها من العنبر، و ماؤها من الکوثر و لحمها من الفردوس، و لذتها من الجنه و أکلها من العباده.  

خربزه را دندان بزن و آنرا قطعه قطعه مخور؛ چرا که میوه ای است خجسته، خوش، مایه ی پاکی دهان و تقدس بخش دل، دندان ها را سفید می کند. خدای را خرسند می سازد. بویش از عنبر و آبش از کوثر است. گوشت آن از پردیس، لذت آن از بهشت و خوردن آن، عبادت است.  

در این روایت، آداب خوردن خربزه، و لاهوتی بودن آن، مقدس بودنش و ماهیت فرامادی اش که از جنس عبادت است، بوضوح اشاره شده است.دلالت ضمنی این حدیث را در رویکرد کلی دین اسلام به زندگی دوبعدی و نه تنها ناظر به این دنیای مادی دانست.انسان موجودی دو بعدیست: ماده و روح، و در مقیاسی وسیع می توان جهانی را دید که در ظاهر مادیست و اما در باطن روح و روان دارد و به عالمی جاودانه مرتبط است.در همه ی زندگی این دنیا، در همه ی امور از جمله معمول ترین و عامه پسندترین آن، غذا خوردن، که در عین حال حیاتی ترین بخش زندگانی ماست، نباید خدا را فراموش کرد.هر کاری را باید برای رضای خدا انجام داد و این همان عبادت است و در قرآن کریم آمده است: ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون.پس بنوعی غذا خوردن که امری عامه و روزانه است با هدف حیات آدمی پیوندی مستقیم می خورد که خود دال پیوند زندگی روزمره ی انسان با هدف مقدس حیات است.

 

زندگی روزمره ی ما سرشار از تکاثر است...الهاکم التکاثر...نشانه های مادی، ابژه ها، کالاها، زن و فرزند و ... همه از مصادیق تکاثراند.در نتیجه گرفتاری و دنیوی شدن/ عرفی شدن/ در زندگی روزمره ی ما بسیار سهل و آسان روی می دهد.توجه این روایت و روایاتی از ایندست بهمین مسئله است تا ما در دام روزمرگی مادی وار/ و بقول مارکس، از خود بیگانگی ناشی از مصرف( و نه تنها مصرف) / نیفتیم.تداوم کنش غذا خوردن با معنای عبادت/ ذکر، تذکر و یادآوری خداوند/، به مداومت عبادت و این ایده که خدا را باید در همه حال و همه جا در نظر داشت اشاره دارد.و این درست مقابل ایدئولوژی است.

 

یکی از سه کاربرد ایدئولوژی از منظر ریموند ویلیامز(1977) اینست: نظامی از اعتقادات وهمی- عقاید کاذب یا شعور کاذب- که همراه دانش حقیقی یا عملی استوار می شود.این تعبیر از ایدئولوژی همان برداشت مارکس و مارکسیست هاست.ایدئولوژی بورژوازی، پرولتاریا را در حالت آگاهی کاذب نگاه می دارد.ابزاری که طبقه ی حاکم/ سرمایه داری/ بدان توسل می جوید تا اندیشه و در نهایت حکومت/ سلطه ی خویش را بر دیگران تداوم بخشد.مصرف نیز از جمله موارد ایدئولوژیک است که نظام سرمایه داری بدان تمسک می جوید.ایدئولوژی مصرف، این را القا می کند که معنای زندگی را در آنچه مصرف می کنیم باید جست؛ و زندگی چیزی جز مصرف نیست.بنابراین مصرف غذا صرفا به کنشی در جهت تقویت ایدئولوژی مصرف/ ایدئولوژی سرمایه داری و درنهایت منجر به از خود بیگانگی فرد از خود/ معنا/ خواهد شد.ارزش های معانی ضمنی و اسطوره های مشترک فرهنگ سرمایه داری در مرکز فرایند دلالت ایدئولوژیکی غذا موجود است و تنها راه عادی شدن آنها می تواند، استفاده ی مکرر در ارتباطات مستمر باشد. در واقع و بطور کلی هربار که از نشانه ای استفاده می شود، معانی رتبه ی دوم/ از منظر بارت که می توان معانی ضمنی نشانه ها هم خواند/ هم در فرهنگ و هم در استفاده کننده/ مصرف کننده تقویت می شود.در اینجا با هربار غذا خوردن، ایدئولوژی مصرف تقویت می شود.همین نشانه آنزمان که اسطوره ها و ارزش ها را عمومی می کند، قادرشان می سازد تا کارکرد تعیین هویت فرهنگی خویش را انجام دهند، یعنی اعضای فرهنگ را توانا می سازد که عضویت خود را در آن فرهنگ از راه پذیرش اسطوره ها و ارزش های مشترک تعیین کنند.مثلا خوردن مداوم غذا های امریکایی منجر به ایجاد هویتی امریکایی می شود.نمونه اش خوردن مک دانلد و نوشیدن کوکاست.

لکن از منظر روایات اسلامی آنزمان که خوردن با عبادت توام می شود، مصرف معنایی دیگر می یابد، معنایی که خود بنوعی پاد هژمونی در برابر هژمونی مصرف سرمایه داری می شود.اینجاست که در مفهومی وسیع تر می توان دین اسلام را پاد هژمونی در برابر ایدئولوژی سرمایه داری امروزین غرب، که از کارکردهایش ازخودبیگانگیست، دانست.



 


 
comment نظرات ()

 
درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٧
 
 نشانه شناسی غذا به مثابه دارو در روایات اسلامی/ بخش دوم

 

در میان احادیث مربوط به غذا، گاه با احادیث یکسره و آسانی برمی خوریم که رابطه ی میان داء و دواء را به آسانی شرح داده است: بادمجان بخورید که شفای هر درد است.خوردن بادمجان دوای هر دردی محسوب می شود، یا هر دردی که با خوردن بادمجان درمان می شود.در این زمینه باید به سایر احادیث هم توجه کرد، چه بسا بادمجان خود منجر به درد و بیماری شود.لکن با توجه به احادیث چنین امری یافت نمی شود، بلکه برای نمونه بفرموده ی امام هادی ع خطاب به یکی از مردان خود: برای ما بادمجان فراوان بیاورید؛ چرا که در هنگام گرما، گرم و در هنگام سرما، سرد است.آن در همه ی اوقات معتدل و در هر حال خوب است[i].گاه اینگونه نیست: نشانه هایی در پی غذا می آید که می تواند دلالت بر ارج و منزلت غذا داشته باشد.برای نمونه از پیامبر خدا ص نقل شده است که: الحوک بقلة طیبة کانی أراها نابتة فی الجنة. حوک، سبزی پیامبران است.گویا می بینم که در بهشت روییده است[ii].امام رضا ع فرمودند: پیامبر خدا ص به نگریستن به ترنج سبز و سیب سرخ، علاقه داشت.[iii]در ایندو روایت، نشانه های مذکور پس از غذا، نه دلالت صریح بر شفای درد است، که رابطه ی ارجاعی به خود غذا دارد.بدین معنا که ارج و قدر و منزلت غذا ی حوک چون سبزی بهشت است.در میان ما مسلمین که مخاطبین اصلی این روایات ایم، بهشت جایگاه بلامنازعی دارد.بهشت و جهنم را می توان از مسلمات انگاره های دینی مان دانست.بهشت منزلگاه پاک و والای الهی است که پاداش نیکوکاران محسوب می شود.سراسر نورانیت، نعمت و آسایش است.بنابراین، مخاطب حدیث با یافتن دلالت ارجاعی غذای بهشتی به سبزی حوک، آنرا با شوق و ذوقی بهشتی وار مطالبه می کند، گو او همان نیکوکاریست که به بهشت درآمده و حال از نعمت بهشتی حوک بهره مند شده است.نگاه مبارک پیامبر اسلام ص به غذای خاصی نیز از همان مقوله است.قدر مسلم جایگاه رفیع پیامبر اسلام نزد مسلمین را نمی توان انکار کرد، همین امر خود به سیره ی وی می انجامد.سیره ای که مسلمین آنرا الگو و سرمشق زندگانی خویش قرار می دهند و بدان می بالند.از جمله ی این سیره، نحوه ی ارتباط وی با غذا و خوراکی هاست.همه ی آنچه که پیامبر راجع به غذا/ همچون امور دیگر/ انجام می دهد، بواسطه ی مستقیم وحی الهیست.بنابراین نگاه علاقه مند وی به غذای خاصی نیز در این ارتباط معنای مهمی می یابد.همینکه پیامبر واسطه ی پیام الهیست، خود زمینه ی معنادهی به رغبت مخاطبین به بهره از غذای خاص است.رغبتی که صرفا به خوردن فیزیکی غذا منتهی نمی شود، بلکه پیوند معناداری با عالم والا، متافیزیک و خداوند دارد.همین پیوندهاست که غذا خوردن را از امری ناسوتی به سوی امری لاهوتی و مقدس می کشاند.امری که آداب و احکام خاص خود دارد و نه تنها بیماری های جسمی که امراض روح و روان آدمی را نیز شفابخش است.



 
comment نظرات ()

 
درس گفتار حسین سرفراز
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٢
 

نشانه شناسی غذا به مثابه دارو در روایات اسلامی/ بخش نخست

آنچه که روش نشانه شناسی ایجاب می کند و بدنبال آن در ساختارگرایی ادامه می یابد، بررسی نظام نمادین غذاها بعنوان گونه ای زبان یا زبان گونه است، که بنا به تقسیم سوسور از دو بخش لانگ و پارول تقسیم شده است.لانگ همان قانون ثابت و پیوسته ی زبان است که در همه یکیست، پارول یا گفتار، استفاده ی فرد از زبان است که عملی و بسته به زمینه ها و عوامل گوناگون تغییر می یابد.قانون ثابت یا لانگ نظام نمادین غذا/ زبان خوراکی ها/ خوردن غذا به منزله ی دارو/ دوا و شفا گرفتن از درد/ داء است.برای نمونه می توانم به حدیث امام صادق ع اشاره کنم که در باب بادمجان می فرماید: کلو الباذنجان؛ فانه شفاء من کل داء/بادمجان بخورید، که شفای هر درد است.نکته ی دیگر اینکه غذا هم سود دارد و هم زیان.برای مثال می توان به حدیث امام صادق ع درباره ی خوردن خربزه اشاره کرد که می فرماید: خوردن خربزه در ناشتا، سست اندامی می آورد. و در جایی دیگر پیامبر ص می فرماید: خربزه پیش از غذا، شکم را کاملا می شوید و بیماری را از ریشه می کند. پارول نظام غذا روابط و نسبت های متغیر بین غذا و درد است، بین داء و دواء.همان امر دلالت است که هم صریح است و هم ضمنی.وظیفه ی نشانه شناسی اینست که به کشف اینگونه دلالت ها بپردازد.

 


 
comment نظرات ()