فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۳
 

روشنفکری / عامه پسندی                          حسین سرفراز

           

 روشنفکری امروزه، اگر در فهم و درک اینکه چرا سهم عمده ی جلوه های فرهنگی به وحشت و هرزه نگاری اختصاص یافته، در خاک پرستی افراطی فرورفته و از دیگر نگرش هایی که تا دی روز ناپسند شمرده می شدند- که تمایل عامه پسند، این نگرش ها را از وصف نامحترمانه به نفع آموزه های حاصل از ذوق و سلیقه مبرا می کند- اشباع گشته، نائل نشود و یا به راه خطا رود، بعید است آنچه را که امروز در گرو سیاست های نوین شناخت/ دانش مطرح می شود بازشناسد.تبعیض نژادی، تبعیض جنسی و نظامی گری از ویژگی های  عمده ی است که بر ژانرهای عامه پسند سایه افکنده لکن هرگز بصورت گونه ای ناب و خارج از زمینه ی متن بیان نشده است. این ها درون/ و دوشادوش رنجش های اجتماعی حاصل از انقیاد و محرومیت، بصراحت بیان گشته اند.روشنفکری و سیاست ها تنها و تنها  در باب تبعیض جنسی و نژادی و نظامی گری کلاس اخلاق برپا کرده اند و داد سخن در داده اند.آنان بی توجه به ساخت بندی مجدد امر عامه پسند و مقاومت و مخالفت در برابر طلب و میل به امر به ظاهر نامحترم، تقابل روشنفکری و عامه پسندی رافریاد می زنند.تقابلی که حاصلی جز فروماندگی و ایستایی روشنفکری نخواهد داشت. و فروماندگی روشنفکری بس پیچیده است، لکن با وجود آن، و در شبکه ی ساختاری روشنفکری و تقابل اش با عامه پسندی می توان به دو گونه ی متناقض نما رسید:

     

1-      فقدان سرمایه ی فرهنگی/ که فراموشی آسان ایده ها، افکار و عقاید پیشینیان است و روشنفکری متاخر قادر بدان امری نیست که پیشینیان حیات روشنفکری انجامش می داده اند.نمونه هایی ذکر کرده اند: رها شدن دکترین ارسطو تنها چندین قرن پس از مرگ وی، یا از ذهن زدودن دستاوردهای منطق رواقی توسط روزگار باستان متاخر...

 

۲-  سلطه ی کلاسیک ها/ گونه ی متضاد ایستایی روشنفکری در تقابل عامه پسندی، سایه افکندن و بنوعی سلطه ی عقاید و افکار متفکران بزرگ پیشین بر اخلاف ایشان است.اینجا دیگر نمی توان در پی خلاقیت نوینی رفت که ضرورتا کهنه و پیشین را جایگزین نماید.ایستایی اینجاست که همچون خلاقیت در قلب شبکه ی ساختاری روشنفکری است.

تداوم تقابل روشنفکری و عامه پسندی را از دست دادن زمینه ی هرگونه ستیز و چالش با زبان های اقتدارطلب پوپولیست، که بویژه روزگاری، حیات روشنفکری در ساحت سلطه ی  ریگانیسم و تاچریسم تجربه کرده است، می خوانم.
 
comment نظرات ()