فرهنگ و ارتباطات

 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٠
 

           مشاهدی مشارکتی    حسین سرفراز

خیابان کارگر جنوبی     میدان انقلاب    ساعت 15

پیرمردی با محاسن تقریبا کوتاه وسفید و چهره ای چروک خورده و در حالیکه دستانش می لرزد رحل قرانی را که جایگاه کتاب دعاهای فروشی اوست و رویش نوشته شده علی مولا، روبروی خود بر زمین محل عبور عابرین پیاده قرار می دهد. عصایش نیز در کنارش به دیوار تکیه داده است. مکان کار پیرمرد دعا فروش، دیوار سنگی ساختمان مرکزی نیروی انتظامی در خیابان کارگر جنوبی است درست در نزدیکی میدان انقلاب، محل عبور و مرور افراد بسیار...

درست در کنار پیرمرد، کمی آنسوتر، نمایشگاه محصولات فرهنگی برپا شده است که با پخش دعاهایی میان رهگذران توجه شان را جلب میکنند. همین امر در کار فروش ادعیه ی پیرمرد اثر گذار است. برخی از افراد دعا بدست با گذشت از کنار بساط پیرمرد، یک نگاه به دعای خود و نگاهی به دعای روی رحل پیرمرد میکنند و رد میشوند. صدای مرحوم آقاسی از نمایشگاه به گوش میرسد و با فضای کاری پیرمرد کاملا هماهنگ است.

رهگذران می روند و می آیند. برخی به او نگاه می کنند. برخی به ادعیه ای که می فروشد و با چینشی خاص روی رحل قرار داده است. برخی از دورتر نگاه چشم خود را به او و رحلش میدوزند و دنبال میکنند. برخی هم که چند قدمی دور شده اند گاه به عقب نیم نگاهی می اندازند و باز راه خود را ادامه میدهند. برخی هم اصلا نگاه نمی کنند. پیرمردی چون او با عصا  نزدیک میشود میپرسد: قران می فروشی؟ و پیرمرد ما پاسخ میدهد: دعا می فروشم . وقتی سخن میگوید، صورتش میلرزد. زن جوانی میگذرد، اندکی درنگ کرده و می پرسد : قیمتش چنده؟ و پیرمرد آرام و لرزان میگوید: صد تومان. و پیرمرد پول را میگیرد و در جیب شلوارش قرار میدهد.

همچنان در کنارش نشسته ام و به او و رهگذران و نگاه او و رهگذران می نگرم و همان جا می نویسم.

دو جوان که یکی گیتار بدست دارد از کنار پیرمرد میگذرند، وبا نگاه به پیرمرد یکی در گوش دیگری پچ پچ میکند. مردی میان سال که در حال دیدن نمایشگاه است با برگرداندن سرش به سوی پیرمرد، چشم اش را خیره به سوی پیرمرد می کند و ناگهان رو میگرداند و می رود.  گاه جوانی میگذرد درحالیکه یک نگاه به دخترک جوانی که از روبرویش می آید، دارد و یک نگاه به ادعیه ی پیرمرد.سکوی سنگی مکانی مناسب برای رفع خستگی عابران است.برخی می نشینند، نگاهی می کنند و باز هم بر می خیزند.پیرمرد دعافروش نیز گاه پاهای خود را بر همان سکو دراز می کند و این نشانه ی درد پای اوست و پیری. شاید کودکان و خردسالانی که دست در دست مادران و پدران خود دارند، بیش از بزرگان به پیرمرد نگاه می کنند. نگاهی دنباله دار...ناگهان نگاهم به سوی تکه ای بیسکویت افتاده بر زمین، درست جلوی پیرمرد می افتد که وی با عصایش به کناره ی دیواره ی سنگی می رساند تا از خوردشدنش به زیر پای عابران عجول جلوگیری کند.او خوب می داند که این تکه هم حکم برکت نان دارد.

-         دعاهاتون چنده؟

-        ۱۰۰ تومان

دخترک 1000 تومان میدهد و پیرمرد پولها را از جیب شلوار بیرون اورده با متانت و لرزش دست، مابقی را به دخترک میدهد. دخترکی کودک از او می پرسد: آقا دعای ِ نورِ؟ و میرود. پیرمرد دعاهایش را درون کیف سورمه ای رنگ نسبتا کهنه ای قرار داده است. پیرمرد چند صفحه روزنامه همشهری بدست میگیرد وبا دقت و تمرکزی خاص به آنها نگاه میکند.

حالا وارد گفتگوی رودررو و مستقیم با پیرمرد می شوم، از او می پرسم: سواد داری؟ او میگوید که تنها میتواند درشت هایش را بخواند. بادی می وزد و روزنامه ها را از دست پیرمرد به دور می افکند، به سرعت میروم بدنبالشان، و بار دیگر بدست پیرمرد می دهم. همین کار باعث میشود به اعتماد او به من که بساطش را بدست من دهد. او می رود تا نان بخرد و اینک منم و بساط دعافروشی. اینبار مردم هم به من نگاه می کنند و هم به رحل و ادعیه، عمده ی ایشان با نگاه خود به من و وضع البسه و تیپ و چهره و کاغذهای یادداشت در دستم، تعجب خود را ابراز میکنند.در مدت غیبت پیرمرد نتوانستم دعا بفروشم، شاید مردم به مرا به عنوان یک دعا فروش نپذیرفتند. پیرمرد با تعدادی نان بربری تازه آرام آرام به من نزدیک می شود. از او می پرسم: حاجی روزه ای؟ و می گوید: بله. قصد دارد نان ها را درون کیسه اش بگذارد اما نمیشود، کیسه ای از نمایشگاه کناری میگیرم و نان ها را درونش قرار می دهم، آماده میشود که برود. میپرسم :کجا می روی؟ پاسخ می دهد: مریضخانه قلب.

چندی بعد او را می بینم که آرام آرام بر دیواره ی سنگی مغازه ای آنسوتر از ساختمان نیروی انتظامی می نشیند و باز هم کتابهای دعا و رحل قرآن را بیرون آورده وجلویش با همان آرایش قبلی قرار میدهد.

شاید منظورش از مریضخانه قلب این بود که دیگر حوصله ات را ندارم ... البته شاید...

ساعت 16


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱
 

 سيري در مطالعات فرهنگي (بخش نخست)   حسين سرفراز

 

مطالعات فرهنگی

آن زمان که عبارت/ ترم "مطالعات فرهنگي"((Cultural studies بکار مي رود، بطور وسيعي به تمام جنبه هاي مطالعه ي فرهنگ (Culture) دلالت دارد و در همين راستا ست که راه و روش هاي متمايزي که فرهنگ بواسطه ي ايشان فهم ُدرک و تحليل مي شود، را در برميگيرد. که براي نمونه روش هاي گوناگون فهم  فرهنگ، درجامعه شناسي، تاريخ، قوم نگاري و سنجشگري/نقد ادبي و حتي زيست -شناسي اجتماعي بکار مي رود.مطالعات فرهنگي بطور دقيق تري مي تواند بر نوعي رشته ي متمايز با خصلت پژوهش آکادميک دلالت کند. که مي توانيم ريشه هاي تاريخي آن را در آثار ريمون ويليامز و ريچارد هاگرت در اواخر دهه ي 1950 و اوائل دهه ي1960 و همچنين در شکل گيري مکتب بيرمنگهام براي مطالعات فرهنگي معاصر(Birmingham Center for Contemporary Cultural Studies) درسال 1964 که در آغاز کار خود و در اصل تحت هدايت و رهبري هاگرت و سپس استوارت هال در بريتانيا بود، بجوییم.

از اين پيکره تحقيقاتي آثاري تجلي کرد که هر يک به فرهنگ رويکردي چند رشته اي(multidisciplinary) داشت. ترسيم نه تنها رويکردهاي قشري گراي علوم اجتماعي، بلکه پرداخت بيشتر به رويکردهاي بنيادي/راديکال پيشنهاد شده و مطرح شده اي همچون فمينيسم، مارکسيسم ونشانه شناسي( Semiotics) از جمله همان آثار است.

اين مجموعه ي متنوع/ جُنگ رويکردها، پرسش سوالات نو و درنتيجه دوباره مفهوم سازي دقيقاً آنچه که متضمن مفهوم فرهنگ است را ممکن مي سازد.

مطالعات فرهنگي را بويژه مي توان ايستاده عليه پيش داوريهايي که پيرامون فرهنگ، رشته هاي انتقادي سنتي از قبيل سنجشگري/نقد ادبي، زيبايي شناسي و موسيقي شناسي، ارائه کرده اند، مشاهده کرد.

آنزمان که رشته هاي سنتي، محصولات/ توليدات فرهنگي_ ابژه ها و يا متن ها_را به طور عمده اي با جداسازي از بافت/گستره(Context) اجتماعي و تاريخي توليد و مصرف شان، مورد مطالعه قرار دادند.، حاميان مطالعات فرهنگي در جستجوي آن بودند که محصولات/توليدات فرهنگي را به طور آشکاري در رابطه با ديگر کنش ها و پراتيک اجتماعي و بويژه در ارتباط با ساختارهاي سياسي و سلسله مراتب اجتماعي از قبيل، نژاد، طبقه و جنسيت قرار دهند. از معاني ضمني چنان رابطه اي اين بود که محصولات/توليدات فرهنگي که مورد مطالعه قرار ميگرفتند، صرفاً آناني نبودندکه توسط نخبگان هنري و روشنفکران جامعه برگزيده و مشخص مي شدند، بلکه ترجيحاً محصولات/ توليدات مادي و نماديني بودند که در تمامي طبقات و لايه هاي اجتماع نمود داشتند.

بنابراين مطالعات فرهنگي را مي توان نهاده در ميان دو رويکرد دانست.نخست رويکرد به فرهنگ در راستاي تضاد و مخالفت آشکار با نخبه گرايي، فرهنگ والا يا فرهنگ غالب  که براي نمونه در متون معيار مورد مطالعه و تدريس در ادبيات انگليسي، يا جستار مايه ي موسيقي شناسي سنتي،بوده است و دومين رويکرد که بيشتراز اولي اثبات گرايانه است، از علوم اجتماعي و بويژه از انسان شناسي فرهنگي و جامعه شناسي فرهنگ ناشي مي شود.


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٧
 

سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است/ محمد لسانی

دكتر يحيي كمالي پور


پروفسور یحیی کمالی پوررئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکا، محقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی .استحوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. با توجه به اينكه هفته گذشته در راستای مبانی مطالعات ارتباطی مطلبي در مورد سواد رسانه اي به اشتراك گذارديم، به نظرات استاد نسبت به این مفهوم می پردازیم.

  • در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY  ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد .
  •  تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد.
  • یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای آگاه کردن و سعی در کم کردن تاثیرات منفی رسانه ها بر روی کودکان ، دانش آموزان و جوانان است.
  • آنها باید درک کنند که هر روز بوسیله رسانه ها جهت خرید کالا و پیامهای گوناگون مورد تهاجم دایمی قرار دارند.آنها باید دریابند که اهداف رسانه ها چیستند و چگونه بدون آنکه خود بخواهند بطور زیرکانه به افکار ، کردار و رفتارشان شکل می دهند .قدرت رسانه ها در این است که مخاطبین ناخود آگاه ، با یک دیدگاه ، رفتار و گفتار بخصوص هماهنگ می شوند. آنها باید بیاموزند که رسانه ها پروپا گاندای دولتها هستند.
  • در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی (  INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER  ) .
  • جنبه های سواد رسانه ای بسیارند و من تنها می توانم فهرست وار به برخی از آنها اشاره کنم: درک ساختار رسانه ها ، درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها ، درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین ، درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری ، درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا ،درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند.آگاهی از تحقیق و بررسي محتوای رسانه ها ، آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز ، آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار و بالاخره درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.
  • سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستند.

  • مخاطبین سواد رسانه ای از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند.
  • بر اساس آنچه می دانم وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.

 

به نقل از :

http://parantez.blogsky.com/?PostID=163
پيوندهاي مفيد فارسی:
سواد رسانه اي از ديد دكترشكرخواه
هشت مفهوم كليدي براي سواد رسانه اي
تفاوت سواد رسانه اي و آموزش رسانه اي
پیوندهای مفید انگلیسی:
سايت رسمي دكتر كمالي پور
كودكان انگليسي در مدارس با سواد رسانه اي آشنا مي شوند

 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : حسین سرفراز * مطالعات فرهنگ و ارتباطات - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۳
 

پیرامون ارتباط (بخش پایانی)  کولین چری / حسین سرفراز 

                                                               

ارتباط

گفتار و نوشتار تنها نظام هاي ارتباطاتي نيستند.مبادله ي اجتماعي به شدت توسط عادات و حرکات  سرودست و ايما و اشاره تقويت ميشود.بوسيله ي تکان دادن سر، لبخندها، اخم ها، تکان دادن دست ها، بوسه ها، تکان دادن مشت و ديگر ايما و اشارات ما قادريم ظريف ترين درک و فهم خودراانتقال دهيم. همچنين ما داراي نظام هاي اقتصادي براي ورود و خروج کالا هاي مادي هستيم که دراينجا نيز ما نشانه هاي ارتباطات را در سکه ها، قرارداد ها واوراق شناسايي واعتباري و...که مبادله ميشوند خواهيم يافت.ماداراي رسوم پوشش البسه، قوانين جاده اي، مراسم و رفتار اجتماعي هستيم.ما داراي قوانين براي اعضاي خانواده وموسسات هستيم.اما از همه ي موارد فوق که بگذريم،زندگي در جهان مدرن روزبه روز ولحظه به لحظه  بيش از گذشته به فني بودن در حوزه ي ارتباطات وابسته است.تلفن، تلگراف، راديو و صنعت چاپ. بدون چنين دستياران فني، دول مدرن حتي يک هفته هم دوام نمي آورند.بواسطه همان  فناوريهاست که تجارت و بازرگاني پيش مي رود ،کالاها و خدمات هرجا نياز شود توزيع مي شود،راه آهن براساس يک برنامه زماني براه مي افتد، قوانين و دستورات حفظ ميشوند،آموزش و تحصيل امکان پذير خواهدشد.ارتباطات باعث ميشود که زندگي واقعي اجتماعي ممکن و مفيد شود.در حوزه ي معنايي ارتباطات،سازماندهي ويا سازمان دادن  هم خود مسئله اي است.ارتباطات رشد اجتماعي را محقق مي سازد. از يک روستا به يک شهر،  به يک دولت شهر مدرن وتا به امروزواينک ماشاهد اعتماد دوجانبه حاصل ازنظام هاي سازمان يافته روي زمين هستيم.

درآغاز راه خويش، به بررسي و بحث درباب چند واژه و مفهوم زباني در ارتباطات مي پردازيم.زباني که رشد آن  در تکامل بشر مرحله اي موثر بود.

اين تعاريف از لغت نامه ي فشرده ي انگليسي آکسفورد برگزيده شده است:

ارتباطات (Communication )، عمل گفتن ، انتقال دادن(بويژه اخبار)، اطلاعات داده شده ،مبادله،دادوستد.....(نظامي)اتصال ميان پايگاه و جبهه جنگ....

پيام ((Message، ارتباطات شفاهي و يا کتبي که از يک فرد به ديگري فرستاده مي شود.

اطلاعات ((Information،آگاه کردن،بازگويي،گفته شده،دانش، شناخت، اقلام دانش و شناخت....

علامت،نشانه (Signal)، نشانه روشن و قابل فهمي درانتقال و ابلاغ اطلاعات....در يک مسافت...

آگاهي (Intelligence)، فهم،ذکاوت،... اطلاعات ،اخبار...

اخبار (News)،(بصورت جمع)،خبر، اطلاعات جديد...

شناخت (Knowledge)،آگاهي بدست آمده به توسط تجربه ، گستره ي اطلاعات يک فرد....

اعتقاد (Belief)، اعتماد،اطمينان....تصديق و باور به درستي و وجود(هرگونه حقيقت،ادعا...)....

سازواره (Organism)،جسمي سازمان يافته با اجزايي مرتبط به هم ووابسته و سهيم درزندگي معمول ...،يک کل بااجزاي به هم وابسته درقياس بايک عضو زنده...

نظام ( System)،يک کل مجتمع، مجموعه اي از اجزا يا چيزهاي مرتبط، سازواره اي از اجزاي مادي يا غير مادي و...شيوه ،اصول مهم و حساب شده اي يک رويه، اصول طبقه بندي و...

چنين تعاريف لغت نامه اي،کاربردهاي معمول و عامي واژه هاست.استعمال علمي اغلب نيازمند محدوديت بيشتري است.البته نبايد عقل و شعور عرفي رابه اتهام اينکه استعمال عامي و معمول را به اشتباه دربرابر کاربرد علمي واژگان يکسان فرض گرفته اند وافراد عادي و ناشي اينگونه عمل ميکنند،نقض کردو ناديده گرفت. 

بيشترين کاربرد واژگان مذکور در پيوند با ارتباطات انساني است.بنا به آنچه که لغت نامه پيشنهاد مي دهد، واژه  ارتباطات بي درنگ فرستادن و يا گرفتن يک نامه را به ذهن مامتبادر ميسازد و يا گفتگوي ميان دو دوست.برخي ممکن است به روزنامه هايي که روزانه از يک دفتر مرکزي به هزاران مشترک آن مي رسد، توزيع ميشود،فکر کنند.يا به پخش وسيع برنامه هاي راديويي. و ديگران ممکن است به تلفن فکر کنند،اتصال ميان گوينده و شنونده.سيستم هاي ديگري نيز وجوددارد که تنها به ذهن متخصصان خطور ميکند.براي نمونه پرنده شناسان و حشره شناسان ممکن است به دورهم جمع شدن و ازدحام پرنده ها و حشرات توجه کنند.و يا به دقت شگفت آور برخي از پرندگان در پرواز مانور گونه خود و يا لانه يابي کبوتران. روان شناسان به عملگر ارتباطي دستگاه عصبي درهماهنگ کردن اعمال تمام اجزاي يک جانور يک پارچه توجه مي کنند.اما در کفه ديگر ترازو انسان شناسان و جامعه شناس ها قرار دارندکه بيشتر به ارتباطات ميان گروهها ي انسانها،جوامع و نژادها، همراه با ارزشهاي فرهنگي ،اقتصادي و نظام مذهبي،قوانين، زبانها و رمزگان اخلاقي موجود درايشان علاقه مندند.باري، نمونه هاي سيستم هاي ارتباطي (Communication Systems) بي پايان و متنوع اند.

آنهنگام که اعضا يا عناصر درارتباط با هم اند،در حال برقراري نوعي پيوند يا رابطه يا معاشرتند،و با هم مشارکت و همکاري دارند.آنها يک سازمان(Organization)و يا گاه يک سازواره (Organism) بوجود ميآورند.ارتباطات يک تابع اجتماعي است. کليشه اي قديمي در ذهن من هست که ميگويد: يک کل، بيش از مجموع چند جزء است.و اين واقعيت است.يک کل،سازمان يا سازواره داراي ساختاري است که بسان مجموعه اي از قوانين قابل توصيف است،واين ساختار،اين قوانين،ممکن است ثابت و بي تغيير باشد ويا به مانند عناصر فردي تغيير يابد.بوسيله در اختيار داشتن چنين ساختاري،کل سازمان {ازمجموع اجزاي آن}،بهتر و متناسب تر با برخي فعاليت هاي در راستاي اهداف،تنظيم ميشود.

مي توان در پايان ،ارتباطات را به معناي مشارکت و سهيم بودن  (Sharing ) عناصر رفتاري ويا الگوهاي زندگي،به همراه مجموعه يا سازماني ازقوانين و مقرارات  دانست. 

Colin Cherry, On Human Communication,1996 . MIT press. 10-12 p.


 
comment نظرات ()